سه شنبه هفتم فروردین ۱۴۰۳ - 1:17 - nali -
سوفیا رژگونه
یکشنبه، 24 مارس 2024، ساعت 4:00 بعد از ظهر به وقت گرینویچ + 3:30· 14 دقیقه مطالعه
59

درخت به - nnattalli/Shutterstock
مواد زیادی وجود دارد که ما دیگر از آنها استفاده نمی کنیم، خواه متوجه شده باشیم که آنها برای شما مضر هستند، بیماری وجود دارد که بیشتر یک محصول را از بین برده است، یا به سادگی برای بیشتر مردم طعم خوبی نداشت. برخی از این مواد به دلایل خوبی استفاده نمی شوند. مطالعات متعدد نشان داده اند که برای مثال چربی های ترانس می توانند خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش دهند. برخی از موادی که به طور بالقوه در حال از بین رفتن هستند صرفاً قربانی تنبلی انسان هستند زیرا برای تهیه آنها تلاش بسیار زیادی می شود (به ویژه در دنیایی که برای بسیاری از ما ظاهراً همه چیز در دستان ماست). برخی از مواد تشکیل دهنده صرفاً محصول زمان خود بودند که از کمبود غذا یا جیرههای جنگی ناشی میشدند و مردم دیگر واقعاً از آنها استفاده نمیکردند. اکنون که بسیاری از افراد در عصری زندگی میکنند که خواربارفروشیها فقط با یک ضربه تلفن فاصله دارند، دهها دلیل وجود دارد که ممکن است مواد اولیه پیچیده یا ناکارآمد از بین بروند.
علت سقوط آنها هرچه که باشد، بسیاری از این مواد دارای تاریخچه طولانی و پیشینه جذابی هستند. همانطور که این مواد کمتر و کمتر محبوب می شوند، داستان های آنها نیز در خطر نابودی است. در این مقاله، ما فهرستی از 10 ماده را گردآوری کردهایم که به دلایلی دیگر استفاده نمیشوند و به داستان جذاب پشت هر کدام میپردازیم.
بیشتر بخوانید: غذاهای آمریکایی که به طور شگفت انگیزی در کانادا نمی توانید پیدا کنید
کریسکو

کریسکو و کره - Noderog/Getty Images
در سال 1933، پراکتور و گمبل کتابی با عنوان «دستورالعملهای کریسکو برای زن خانهدار یهودی» منتشر کردند تا همانطور که از عنوان نشان میدهد، کریسکو را وارد خانوادههای یهودی بیشتری کند. این شرکت کریسکو را به عنوان یک جایگزین کوشر برای schmaltz (چربی مرغ) به بازار عرضه کرد. این کمپین با تبلیغ کریسکو به عنوان "سالم، تمیز و ارزان" بسیار موفقیت آمیز بود و کریسکو به یک عنصر اصلی در خانواده های یهودی و فراتر از آن تبدیل شد.
بخشی از مشکل کریسکو این است که قبلاً با چربی های ترانس (به شکل روغن نیمه هیدروژنه) ساخته می شد. هنگامی که مطالعات زیادی در دهه 90 انجام شد که مصرف چربی ترانس را با سطوح بالاتر کلسترول بد (و در نتیجه افزایش خطر حملات قلبی) مرتبط میکردند، بسیاری از مردم مصرف این ماده را متوقف کردند. در حالی که کریسکو از آن زمان تمام چربی های ترانس خود را حذف کرده است، شهرت آن به قدری خدشه دار شد که مردم هنوز هم نام تجاری را با این ماده و شهرت بد آن مرتبط می دانند.
در آن زمان، شرکتهای بزرگ مطالعات خود را انجام دادند تا ثابت کنند که چربیهای ترانس واقعاً مضر نیستند. اما، با تاسف آنها، این مطالعات از نتایج سازمانهایی مانند مرکز علوم در منافع عمومی حمایت کرد. در نهایت، این حقیقت وجود نداشت که چربیهای ترانس ناسالم هستند. حتی در مطالعات اخیر که به نسخه جدید و بدون چربی ترانس کریسکو می پردازد، همه چیز برای شهرت سلامت این محصول خوب به نظر نمی رسد. یک مطالعه در سال 2019 که در Nutrients منتشر شد نشان داد که کریسکو و سایر مواد کوتاه کننده التهاب و خطر ابتلا به بیماری کبد چرب را در موشها افزایش میدهند.
ژلاتین

Jell-o aspic - Jaromila/Getty Images
سالادهای ژل او، آسپیکس و سایر اشکال ژلاتین تاریخچه طولانی و جالبی دارند. ظروف ژلاتینی حداقل به اروپای قرون وسطی برمیگردد، جایی که نشانهای از ثروت بودند و قالبهای پیچیده در نهایت به مرکز غذاخوری نخبگان تبدیل شدند. آنها از مد افتادند، اما در دهه 1940 و 1950 آمریکا تجدید حیات کردند.
دو دلیل اصلی برای تجدید حیات مجدد ژلاتین وجود دارد. این کار به عنوان راهی برای تشویق آشپزهای خانگی به جیره بندی غذا در طول جنگ جهانی دوم آغاز شد، زیرا سالادهای ژل او و آسپیکس به زنان خانه دار این امکان را می داد که از ضایعات غذا به روش های خلاقانه استفاده کنند. این ظروف همچنین اغلب نشانه تحرک اجتماعی بودند و به آشپزها اجازه میدادند ثابت کنند که با وجود جیرهبندی و کمبود در سراسر کشور، هنوز هم میتوانند غذاهای شیک درست کنند.
تا سال 1968، فروش Jell-O به بالاترین حد خود رسید، اما پس از آن به طور پیوسته کاهش یافت تا اینکه در سال 1987، حدود نیمی از جعبهها را فروخت. کن آلبالا، پروفسور تاریخ، به اطلس ابسکورا گفت: «[ژلاتین] یکی از معدود غذاهایی است که از دورهای به عصر دیگر بهطور رادیکالی مد میشود . ما در یکی از دوره هایی هستیم که کاملاً از مد افتاده است.» در اوایل دهه 2000، Jell-O سعی کرد محصولات خود را به عنوان یک دسر کم چرب تبلیغ کند. با این حال، با فروپاشی فرهنگ رژیم غذایی بسیار رایج در آن دوران، Jell-O یک بار دیگر آسیب دید و ناتوانی خود را در بازگشت به خانواده های آمریکایی نشان داد.
شلاق معجزه آسا

ظرف شلاق معجزه آسا در ساحل - miraclewhip/اینستاگرام
Miracle Whip توسط بسیاری از وبلاگ ها و کاربران اینترنتی به عنوان بدترین مارک "مایونز" موجود در جهان ذکر شده است. اما چگونه به چنین نقطه پایینی رسید؟ Miracle Whip در سال 1933 در نمایشگاه جهانی شیکاگو به عنوان یک جایگزین قابل استفاده برای سس سالاد معرفی شد. این چاشنی به زودی رقیبی برای سس مایونز سنتی در نظر گرفته شد. در حالی که از نظر رنگ، طعم تند و قابلیت پخش شدن شبیه سس مایونز است، میراکل ویپ با روغن کمتری ساخته می شود. کالری و چربی کمتری نسبت به سس مایونز دارد و با مواد متنوع تری مانند شکر، روغن، تخم مرغ، سرکه، ادویه جات ترشی جات و آب درست می شود.
چلسی ادواردز، متخصص تغذیه به Southern Living گفت: «سخت است که بگوییم سس مایونز یا میراکل ویپ سالمتر است یا خیر . سس مایونز کمتر تصفیه شده و کمتر فرآوری شده است، که ممکن است برای برخی افراد مطلوب تر باشد، در حالی که چربی کمتر میراکل ویپ ممکن است برای نیازهای غذایی افراد دیگر اهمیت بیشتری داشته باشد. Miracle Whip، مانند Jell-O، جای پایی در فرهنگ رژیم غذایی پیدا کرد که در دهه 1990 و دهه 1990 بسیار رایج بود. با این حال، همانطور که مردم بیشتر به سمت محصولات طبیعی و کمتر فرآوری شده روی آوردند، از Miracle Whip نیز روی گردان شدند، به همین دلیل است که امروزه بسیاری از مردم بیشتر مایونز سنتی را انتخاب می کنند.
مارگارین

مارگارین روی چاقو - BOROFOTOS/Shutterstock
در حالی که کریسکو به عنوان کوتاه کننده در نظر گرفته می شود، مارگارین در یک دسته بندی خاص خود قرار دارد. شباهت هایی بین این دو وجود دارد، زیرا هر دو محصول با روغن های گیاهی نیمه هیدروژنه ساخته شده اند و قبلاً مملو از چربی های ترانس بودند. تفاوت اصلی این است که شورتنینگ همیشه 100% چربی است، به این معنی که نقطه ذوب بالاتری دارد. مارگارین به شدت رقیق شده و گاهی اوقات تا 35 درصد چربی دارد.
از اواسط دهه 2010، فروش مارگارین احتمالاً به دلیل ارتباط آنها با چربی های ترانس ناسالم کاهش یافته است. مارک های مارگارین مانند I Can't Believe It's Not Butter خود را به عنوان جایگزین سالم تری برای کره معرفی می کردند، به همین دلیل است که در اوایل دهه 2000 زمانی که فرهنگ رژیم غذایی رایج تر بود، بسیار موفق بودند. با این حال، وقتی مشخص شد که مارگارین واقعاً برای شما بهتر نیست، مصرف کنندگان به طور فزاینده ای به کره روی آوردند.
این کمکی نکرد، زمانی که برندها در اوایل دهه 2010 از شر چربی های ترانس موجود در مارگارین خلاص شدند، بسیاری از مردم هنوز عمیقاً از طعم جدید اکثر مارک های مارگارین ناراضی بودند. گروهی از آزمایشکنندگان طعم برای Consumer Reports میگویند: «مصرفکنندگانی که به سلیقه و انتظارات خاصی عادت کردهاند ممکن است به شدت به هر تغییری در محصول مورد علاقهشان واکنش نشان دهند. » به همین دلیل، سازنده مارگارین Unilever به بررسی چگونگی خلاص شدن از تقسیم اسپرد آن به طور کلی پرداخت.
انگور فرنگی

بوته انگور فرنگی - stoatphoto/Shutterstock
انگور فرنگی ممکن است اتفاقاً در زمان نامناسبی در مکان اشتباه قرار گرفته باشد. لزوماً تقصیر آنها نیست که دیگر خورده نمی شوند، اما به دلیل عوامل متعددی، امروزه تا حد زیادی از رژیم غذایی ما غایب هستند.
بخشی از دلیل اینکه ما دیگر انگور فرنگی نمی خوریم ممکن است ترش بودن آنها باشد. مهمتر از آن، با این حال، آنها یک محصول مزرعه محبوب نیستند. استفن تیلور کشاورز به تلگراف گفت: "این یکی از میوه های قدیمی انگلیسی است که اکنون در خطر ناپدید شدن کامل قرار دارد . " هیچ سرمایه گذاری روی انگور فرنگی صورت نگرفته است. تیلور از این واقعیت ابراز تاسف کرد که مردم به ندرت می توانند تفاوت بین انگور فرنگی ترش برای پخت و پز و انگور فرنگی دسر شیرین را تشخیص دهند. او گفت که "فروش میوه را دشوارتر می کند." فروشگاه های مواد غذایی نیز تمایلی به فروش انگور فرنگی ندارند زیرا ماندگاری آنها بسیار کوتاه است. در این صورت کشاورزان به دلیل فروش نکردن آنها تمایلی به رشد آنها ندارند. این یک چرخه غم انگیز برای انگور فرنگی است.
این کمکی نمی کند که انگور فرنگی تقریباً در آغاز قرن بیستم منقرض شد. در ایالات متحده، این میوه به بیماری مبتلا شد که تقریباً آن را از بین برد. این بیماری که به نام کپک انگور فرنگی آمریکایی شناخته می شود، به بریتانیا سرایت کرد و تقریباً محصول آنها را نیز از بین برد. انگور فرنگی از آن زمان تاکنون کمتر و کمتر پرورش داده شده است. همانطور که یکی از آخرین مزارع بریتانیایی متعهد به کشت انگور فرنگی به تلگراف گفت: "در حال حاضر احتمال اینکه ما آنها را در 20 سال آینده پرورش دهیم حدود 50/50 است."
پانسمان هزار جزیره

پانسمان هزار جزیره - برنت هوفاکر/ شاتر استوک
پانسمان Thousand Island از منطقه Thousand Island نیویورک می آید (شوک، درست است؟). هزار جزیره یک سس سالاد است که به طور سنتی بسیار شیرین است. روش های مختلفی برای تهیه جزیره هزار وجود دارد، اما مایک سیمپسون، سرآشپز منطقه هزار جزیره، این سس را با «سس کچاپ، ترشی شیرین، سس ورسستر، سس مایونز، و فقط کمی آب برای قوام دادن و بس» درست می کند. او به WRVO گفت . با این حال، حتی در سرزمین خود، لباس پوشیدن هزار جزیره مانند گذشته محبوب نیست. سرآشپز سیمپسون گفت که این سس فروش خوبی ندارد. در عوض، مردم بیشتر برای عروسی ها و سایر رویدادهای بزرگ درخواست چاشنی می کنند. این احتمالا بیشتر به دلیل تازگی محصول است، نه عشق واقعی به پانسمان.
برخی از تئوری ها در مورد اینکه چرا هیچ کس دیگر نمی خواهد سس هزار جزیره بخورد بسیار ساده است و بر عامل yuck تمرکز دارد. بسیاری از مردم واقعاً سس سالاد خاصی را دوست ندارند ، اما بسیاری از آنها از آنها متنفرند، و سس هزار جزیره یکی از آنهاست.
با این حال، در حالی که این نظریه ممکن است ذره ای از حقیقت را داشته باشد، پاسخ احتمالاً بسیار ساده تر است. زمانی که سس هزار جزیره اختراع شد، سالادها اغلب با سبزی های تلخی مانند کاسنی و اندیو درست می شدند. سس مایونز و شکر موجود در سس کچاپ به کاهش طعم این سبزی ها کمک کرد. از آنجایی که افراد ناهارخوری تمایل بیشتری به سبزیجات ملایم تر دارند، افراد کمتری دیگر تمایل به خوردن سس سالادی دارند که به اندازه هزار جزیره شیرین است.
کاهوی سالادی

سر کاهوی کوه یخ - Deepblue4you/Getty Images
یکی دیگر از موادی که آمریکایی ها به تازگی علاقه خود را به آن از دست داده اند، کاهوی یخ است. طبق گزارش سرویس تحقیقات اقتصادی USDA، مصرف کاهوی iceberg به طور پیوسته در حال کاهش بود در حالی که مصرف کاهوی روما تا سال 2020 در حال افزایش بود (از طریق بلومبرگ ). در آن سالی است که این دو ماده با هم تلاقی میکنند، و اکنون به احتمال زیاد روما از نظر محبوبیت از کاهوی یخسبرگ پیشی گرفته است.
این تغییر بزرگ در اواخر دهه 80 رخ داد، زمانی که Fresh Express، یک پرورش دهنده کاهو مستقر در کالیفرنیا، متوجه شد که چگونه می تواند طراوت سالادهای از قبل بریده شده، از قبل شسته شده و کیسه ای را حفظ کند. قبل از این، کاهوی آیسبرگ آسانترین حملونقل و نگهداری بود. اکنون، امکانات بیپایان است و سبزیجات خوشمزهتر و مغذیتر به راحتی در خواربار فروشی محلی شما در وانهای پلاستیکی و از قبل شسته شده پیدا میشوند.
کوه یخ ممکن است محبوبیت خود را حفظ کند اگر مردم واقعاً آن را دوست داشتند، اما همانطور که مشخص است، هرگز دقیقاً اینطور نبود. آلیس واترز، رستوران دار، در مورد بیزاری خود از سبزیجات در سانفرانسیسکو کرونیکل (از طریق Taste ) نوشت ، "این همه جا حاضر است... فصلی ندارد. حس مکان ندارد." یک ستون نویس نظر برای VICE نوشت که این سبزی "طعم آب جامد شده است - که، بله، یخ است. تقصیر آن در نام آن است! این کاهوی پرکننده است که تقریباً هیچ ارزش غذایی ندارد." آخ. با عرض پوزش، کاهوی iceberg، اما به نظر می رسد زمان شما به پایان رسیده است.
شلغم

انبوه شلغم - قلندر لاهور7/Shutterstock
آنها تاریخ طولانی و پر پیچ و خم دارند و هزاران سال پیش در سراسر اروپا رشد کرده اند. آنها یکی از سبزیجات مورد علاقه رومیان بودند و تا قرن اول به عنوان یکی از مهم ترین سبزیجات مورد توجه قرار می گرفتند. با این حال، اگرچه زمانی شلغم به دلیل سلامتی و تطبیق پذیری خود مورد توجه قرار می گرفت، شلغم محبوبیت خود را در نسل های اخیر از دست داده است.
بر اساس یک نظرسنجی که از طرف VeggieTracker انجام شد، شلغم منفورترین سبزیجات در آمریکا است، به طوری که 27 درصد از پاسخ دهندگان گفتند که از این سبزی خوششان نمی آید (از طریق فاکس نیوز ). این نفرت احتمالاً بیشتر به این واقعیت مربوط می شود که شلغم دیگر به ندرت خورده می شود و بنابراین احتمال سوء تفاهم شدید وجود دارد.
در حالی که شلغم هزاران سال پیش یک سبزی محبوب بود، با گذشت زمان، این عضو کمی تند از خانواده خردل به غذای فقرا و دام تبدیل شد. شلغم همچنین در بسیاری از جنگ ها و زمان ناامنی غذایی آخرین راه حل بوده است. در طول جنگ جهانی اول، غیرنظامیان آلمانی به دلیل کمبود مواد غذایی مجبور شدند نان و سیب زمینی خود را با شلغم جایگزین کنند. در طول جنگ جهانی دوم، شهروندان بریتانیایی بیش از آنچه که دوست داشتند شلغم میخوردند. برای بسیاری از ناهار خوری ها، این ارتباط با فقر و روزهای سخت تا به امروز باقی مانده است و به عدم محبوبیت سبزیجات کمک می کند.
در زمانهای اخیر، مردم به سبزیجات ریشهای با کاربرد سادهتر و رایجتر مانند سیبزمینی و هویج روی آوردهاند. با ترکیب همه این جنبه های تاریخی، منطقی است که شلغم اغلب فراموش می شود.
به

میوه های به - کاکتوسوپ/گتی ایماژ
به، میوهای منحصربهفرد است که شبیه ترکیبی بین سیب و گلابی است، اما طعم خاص خود را دارد که اغلب بهعنوان کمی مرکباتی توصیف میشود، اما بسیار ملایمتر از گاز زدن به لیمو یا لیمو است. نمی توان آن را به صورت خام خورد، اما هنگامی که پخته شد، به در مربا، کمپوت، کیک و غیره طعم عالی می دهد. این واقعیت که باید پخته شود، احتمالاً با عدم محبوبیت آن ارتباط دارد. این بخشی از دلیل عدم محبوبیت انگور فرنگی است، زیرا مردم به سادگی به سراغ میوه هایی نمی روند که یا خیلی ترش هستند یا برای لذت بردن نیاز به کار اضافی دارند. گفته می شود، درخت به در گذشته بسیار محبوب تر از امروز بود.
تاریخچه درخت به به جاده ابریشم برمی گردد، به این ترتیب میوه ای که بومی کوه های قفقاز است در سراسر اروپا محبوب شد. هنگامی که تاجران شروع به آوردن میوه در سراسر اروپا کردند، به سرعت محبوبیت یافت. داستان های قدرت دارویی آن میوه منحصر به فرد را احاطه کرده است. یک طبیعت شناس رومی حتی ادعا کرد که به می تواند چشم بد را دفع کند.
تا قرون وسطی، به بیشتر از سیب رایج بود. آنها در سفرههای ثروتمندان، سلطنتی و اشرافی که بهعنوان غذای لذیذ سرو میکردند، ارزش زیادی داشتند تا عظمت خود را به رخ بکشند. با این حال، تا قرن 20، به بیشتر قدرت و جذابیت خود را از دست داده بود. بدون خدمتکارانی که بیشتر کارهای آماده سازی را انجام دهند، افراد ثروتمند متوجه شدند که درخت به بسیار بیشتر از ارزشش دردسر دارد.
آرد بلوط

بلوط در درخت - Editor77/Shutterstock
آرد بلوط عنصری است که قبلاً در قاره آمریکا بسیار مهم بود و زمانی در اروپا نیز رایج بود. بومیان آمریکا از آن استفاده می کردند تا جایی که برخی از قبایل جنگل های عظیمی را برای مصارف کشاورزی کشت می کردند. به گفته هایدی لوسرو، یکی از اعضای انجمن، برای مثال، ملت آکاخمن، بلوطها را در نوعی غذا به نام wiiwish میخورد، «شبیه به کرم گندم یا مالت-O-Meal، و با هر وعده غذایی گرم سرو میشد». قبیله لوسرو در مورد استفاده از بلوط در آشپزی بومی با KCRW صحبت کرد و توضیح داد که بلوط ها ابتدا برشته می شوند و سپس به صورت غذا آسیاب می شوند.
بلوط در قرون وسطی در اروپا نیز خورده می شد. در حالی که در دوران قرون وسطی از آجیل ها به عنوان غذای دام استفاده می شد، اما به عنوان منبع غذایی اضطراری برای مردم نیز استفاده می شد. اروپاییان قرون وسطی بلوط ها را خشک می کردند و به آرد تبدیل می کردند، سپس از این آرد برای تهیه نان استفاده می کردند، به ویژه در دوره های کمیاب مانند جنگ، قحطی یا برداشت ضعیف.
اگرچه منطقی است که اروپایی ها خوردن بلوط را متوقف کردند، با توجه به اینکه هرگز یک غذای اصلی نبود و کار کردن با آجیل ها دشوار بود، دلیل اینکه این ماده در آمریکا رایج نیست به دلیل استعمار اروپاست. جنگلهای بلوط آمریکایی که توسط مردم بومی پرورش داده شده و از آنها مراقبت میشود، توسط استعمارگرانی که به دنبال پاکسازی زمین بودند، قطع شد. در طول سال ها، بسیاری از جنبه های فرهنگ بومی، از جمله استفاده از بلوط در رژیم غذایی روزمره، سرکوب شد.
https://www.yahoo.com/lifestyle/10-ingredients-dont-anymore-123037147.html