چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۵ - 21:56 - nali -
سلسله خوانشهای انتقادی ـ اجتماعی قرآن کریم
سوره مبارکه نمل — بخش سوم (آیات ۱۵ تا ۱۹)
دانش رهاییبخش، مهار ماشین جنگی و شنوایی حاکمیت در برابر فرودستان
درآمد انتقادی:
این فراز تبارنامهی حاکمیتی را ترسیم میکند که مشروعیتش نه از زورِ عریان و انباشت سلاح، بلکه از «علم الهی» سرچشمه میگیرد («وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا»). داوود و سلیمان علم را دستمایه برتریجویی طبقاتی نمیسازند، بلکه شکرگزار فضل الهیاند. اوج نمایش این اقتدار، در همشنوایی با طبیعت و زیستبوم تجلی مییابد («عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ»). هنگامی که سپاه عظیم سلیمان از انس و جن و پرندگان به حرکت درمیآید، بر خلاف امپراتوریهای مستبد که فرودستان و زیستبوم را زیر پای لشکریان له میکنند («لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ»)، فرمانروای توحیدی سخن مورچهای ضعیف را میشنود، لبخند خردمندانه میزند، ماشین جنگی را متوقف میسازد و به درگاه حق پناه میبرد تا عمل صالحی به جا آورد که شایستهی بندگان صالح باشد؛ بازتعریفِ بنیادین نسبت میان «هژمونی نظامی» و «حق حیات ضعیفترین کنشگران».
ریز-بخشبندی (آیات ۱۵ تا ۱۹)
۳-۱) آیه ۱۵: «وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَىٰ كَثِيرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ»؛ علم پایه حاکمیت؛ مهار غرور معرفتی با زبان ستایش و اعتراف به برابری بنیادین میان بندگان.
۳-۲) آیه ۱۶: «وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ»؛ وراثت رسالت، زباندانی کیهانی و شکستن انحصار اطلاعاتی؛ ارتباط معرفتی با تمامی اجزای هستی به مثابه فضل آشکار الهی.
۳-۳) آیه ۱۷: «وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ»؛ سازماندهی منظم نیروها و نظم اجتماعی بدون هرجومرج و خودکامگی؛ همافزایی نیروهای پیدا و پنهان تحت انضباطی عادلانه.
۳-۴) آیه ۱۸: «حَتَّىٰ إِذَا أَتَوْا عَلَىٰ وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ»؛ هشدار طبقاتی از ژرفای خاک؛ آگاهی آسیبپذیرترین موجودات از خطر غفلت ارتشها در سرکوب ناخواسته زیستجهان فرودستان.
۳-۵) آیه ۱۹: «فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ... وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ»؛ مهار مستی قدرت با لبخند تفکر؛ تبدیل قدرت نظامی به تضرع اخلاقی، بازدارندگی از آسیب به موجودات خرد، و تمنای الحاق به صفوف صالحان.
۱. نثر مسجع (حکمی، انتقادی و تأملبرانگیز)
سپاس آن کردگاری را که داوود و سلیمان را نه به سلاحِ کین و خزانهی زرین، بل به گنجینهی علم و بینش قرین ساخت؛ و آن دو، بیآنکه کبر ورزند و جاهطلبانه بر بندگان فخر فروشند، زبان به شکر گشودند و برتری را فضلی از درگاهِ بینیاز دانستند. سلیمان وارثِ حکمتِ پدر شد و بانگ برآورد که ای مردمان! ما را زبانِ پرندگان آموختهاند و از هر نعمتی توشهای اندوختهاند؛ این کرامتی آشکار است نه حقّی موروثی و استبدادی ناپایدار. سپاهیانش از جنّ و انس و مرغان گرد آمدند و به نظمی شگفت سامان یافتند. چون بر وادیِ مورچگان درآمدند، مورچهای از بیمِ پایمالی خروشید که ای همنوعانِ ضعیف! به خانههایتان درآیید مبادا سلیمان و لشکریانش از سرِ بیخبری و نخوت، کالبدِ خردِ شما را زیر پای خرد کنند! سلیمان چون این شکوه و پروا را شنید، از سرِ اعجاب و خشوع لبخند زد؛ نه شمشیر کشید و نه مور را به جرمِ هتکِ حرمتِ دربار مجازات کرد، بل دست نیاز به آسمان برداشت و تضرع نمود: بارالها! مرا توفیق دِه تا شکرگزارِ این نعمت باشم و عملی شایسته پیشهام سازی و مرا در شمارِ پاکان و صالحانِ درگاهت جای دهی.
۲. شعر آزاد (دیداری، اجتماعی و زیستبومگرا)
شکوهِ سپاهیان،
آسمان را از بالهای درهمتنیده پر کرده بود؛
جن و انس،
زیر پرچمِ انضباطی سترگ پیش میرفتند.
اما در منطقِ قدرتِ متکی بر دانایی،
جهان تنها جولانگاهِ سلاحها نیست.
در غبارِ جادهها،
صدایی از پایینترین نقطهی خاک برخاست:
هشدارِ مورچهای به قبیلهی کارگران؛
«پناه بگیرید،
مبادا مستیِ لشکر،
بیآنکه بداند،
کاشانهی خردتان را پایمال کند!»
پادشاه نشسته بر سریر،
فرمان ایست میدهد؛
گوشهایش نه به مدحِ شاعرانِ دربار،
بلکه به اضطرابِ ضعیفترین باشندگانِ هستی باز است.
لبخند میزند؛
نه از غرورِ تماشا،
بلکه از لرزشِ تعهد در برابر امانت.
دستها بالا میرود،
تا قدرت، پیش از آنکه فرعون بزاید،
در پیشگاهِ صالحان سجده کند.
۳. مثنوی (در بحر رمل)
علم داد آن داورِ پاکِ جهان بر سلیمان و به داوودِ زمان
شکر آوردند کای دادارِ جود فضل دادی بر کسان با این وجود
ارث برد از وی سلیمانِ نبی مظهرِ عقل و عدالت مذهبی
گفت ما را شد زبانِ طیر ساز داده شد ما را ز هر چیزی فراز
جنّ و انس و مرغ گرد آمد بر او در نظام و عدل، بیکبر و غلو
تا رسیدند اندران وادی که نمل بانگ زد از بیمِ تخریب و ز حمل
کای ضعیفان اندرونِ لانه روید تا ز پای لشکرش پنهان شوید
شاه نشنید آن سخن با قهر و کین بل تبسم کرد بر مورِ زمین
گفت یارب شکرِ نعمت کارِ من کن عملهای نکویی بارِ من
رحمتت را همرهم گردان مدام در صفِ صالح بدارم تا ختام
سوره نمل — بخش ۳ (آیات ۱۵-۱۹) | مشروعیت علمبنیان، دموکراسی زیستی و مهار استکبار نظامی در وادی مورچگان