سلسله خوانشهای انتقادی ـ اجتماعی قرآن کریم
سوره شعراء — بخش چهارم / قسمت دوم (پایانی)
نقدِ «سفسطهگرانِ قدرت» و ظهورِ کنشگرِ مؤمن
درآمد انتقادی:
قرآن در پایانِ این سوره، تمایزِ بنیادینی ایجاد میکند میان «شاعرانی که در وادیهایِ خیال سرگرداناند» و «مؤمنانی که حقیقت را با عمل پیوند میزنند». نقدِ اینجا، نقدِ «انتلکتوئلهایِ درباری» است؛ کسانی که با زبانآوری، بیعدالتیها را توجیه میکنند، در حالی که خود از هرگونه تعهدِ عملی بری هستند. آیه ۲۲۷، منشورِ یک جریانِ مقاومتی است: کسانی که ایمان دارند، عملِ صالح انجام میدهند، خدا را بسیار یاد میکنند، و مهمتر اینکه: «هنگامی که مورد ستم قرار میگیرند، دفاع میکنند» (انتصار). این، پایانِ انفعال است.
۱. نثر مسجع (در تمایزِ سخنورِ فریبکار و کنشگرِ حقمدار)
عجب از آن دستگاهِ پروپاگاندا که در هر وادی از فریب، قدم میزند و از امری دم میزند که در عمل، هیچ بهرهای از آن ندارد! قرآن میفرماید: «شاعران» (آنانی که کارشان تنها تزئینِ دروغ است)، پیروانشان گمراهاناند. اینان، سفسطهگرانیاند که برایِ حفظِ ساختارِ سلطه، «منطق» را به مسلخِ «بیان» میبرند. اما در سویی دیگر، جریانی برپاست که «کلمه» را به «عمل» گره زده است. این مؤمنانِ مجاهد، آنانی نیستند که در کنجِ عزلت، تنها به تسبیحِ صوری مشغولاند؛ بلکه آناناند که در هنگامهیِ تهاجمِ نخبگانِ ستمگر، در برابرِ ظلمِ آنان «قیام» میکنند. آری، «انتصار» (دفاعِ پیروزمندانه پس از ستمدیدگی)، پایانِ داستانِ شعراء است. فرجامِ نیک، از آنِ پرهیزگاران است؛ آنان که نه در شعار، که در میدانِ عمل، حقیقت را به کرسیِ نشاندهاند.
۲. شعر آزاد (دیداری و انگیزاننده)
آنها (شاعرانِ دربار)،
در هزارتوهایِ کلمه،
گم شدهاند.
سخنی میگویند،
که هیچگاه،
در خیابانهایِ زندگی،
قدم نمیزند.
اما،
«مؤمنانِ اهلِ عمل»،
آنها که سقفِ خیال را،
با ستونِ واقعیت،
محکم کردهاند:
آنان تنها،
به وقتِ یورشِ ظلم،
صبر نمیکنند.
آنها،
چون طوفان،
دوباره برمیخیزند.
این،
پایانِ «وعده» است،
و آغازِ «تغییر».
۳. مثنوی (در بحر رمل)
سوره شعراء — بخش ۴ (ب) | آیات ۲۰۷-۲۲۷ | پایانِ انفعال و آغازِ کنشگریِ اجتماعی