سلسله خوانشهای انتقادی ـ اجتماعی قرآن کریم
سوره مبارکه فرقان — بخش دوم (آیات ۲۱ تا ۳۴)
روزِ تصفیه و فریادِ پیامبر از «مهجوریتِ» عدالت در کلامِ الهی
درآمد انتقادی:
این فراز، از «روزِ حساب» پرده برمیدارد؛ روزی که تمامِ پیوندهایِ دروغینِ طبقاتی و قبیلهای از هم میگسلد. نقطهٔ عطفِ این بخش، آیه ۳۰ است؛ فریادِ دادخواهیِ پیامبر (ص) که: «پروردگارا، قومِ من این قرآن را مهجور کردند.» مهجوریتِ قرآن در نگاهِ انتقادی، نه به معنایِ نخواندنِ الفاظ، که به معنایِ خلعِ سلاحِ آن از کارکردِ اجتماعی و عدالتطلبانهاش در برابرِ زراندوزان است. این سوره، پرده از توطئهیِ «تجزیهٔ کلام» برمیدارد تا حقیقت را در لفافههایِ بیخاصیت بپیچند و قدرتِ برندهٔ آن را خنثی کنند.
۱. نثر مسجع (حکمی، انتقادی و برهانبنیان)
مستکبران که دیدارِ حق را باور نداشتند، همچنان بر خواستههایِ پوچِ خویش اصرار میورزند و میپرسند: «چرا فرشتگان بر ما فرود نمیآیند یا پروردگارمان را به چشم نمیبینیم؟» اینان در درونِ خویش، جز کبر و طغیانی عظیم چیزی نمیپرورند. روزی که فرشتگان را ببینند، آن روز، روزِ خوشی برایِ مجرمان نخواهد بود؛ که هر پیوند و کارنامهای که در دنیا با انگیزهٔ غیرِالهی و در خدمتِ قدرتِ ناحق ساخته بودند، چون غباری پراکنده خواهد شد. آگاه باشید که اهلِ بهشت در آن روز، جایگاهی استوارتر و استراحتی نیکوتر دارند. و آن روز که آسمان با ابر شکافته شود و فرشتگان به صورتِ گروهی فرود آیند، فرمانرواییِ حقیقی در آن روز از آنِ رحمان است و بر کافران، روزی است به غایت دشوار. و آن روز، ستمگر انگشتِ حسرت به دندان میگزد و میگوید: «ای کاش! ای کاش که با رسول، راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش فلان دوستِ ناباب را به دوستی نمیگرفتم!» آری، این است سرنوشتِ آنان که حقیقت را فدایِ دوستیهایِ سیاسی و نفعِ شخصی کردند. و پیامبرِ خدا در این معرکه، شکایتی دردناک نزدِ پروردگار میبرد: «پروردگارا! همانا قومِ من، این قرآن را به انزوا کشاندند و آن را دستاویزی برایِ اهدافِ خویش ساختند.» این است دردِ همیشگیِ عدالت؛ اینکه قرآن را به جایِ معیارِ اصلاح، به حاشیه میرانند تا بساطِ قدرتشان دستنخورده باقی بماند.
۲. شعر آزاد (دیداری، اجتماعی و ساختارشکن)
آن روز،
دیوارهایِ طبقه،
با یک نفخه فرو میریزد.
آنچه «دوستی» مینامیدند،
آن ائتلافهایِ نانوشتهٔ قدرت،
آن سایهبازیهایِ سیاسی،
همه چون غباری،
در بادِ حقیقت ناپدید میشود.
و آنگاه،
صدایِ پیامبر بلند میشود:
«قومِ من،
عدالتِ کتاب را در قفسِ طاقچهها حبس کردند!»
مهجوریت،
یعنی همین:
تلاوتِ گوشنواز،
بدونِ شمشیرِ بُرندهٔ حق.
تزیینِ جلد،
بدونِ اجرایِ قانونِ رهایی.
آنان،
قرآن را قطعهقطعه کردند،
تا هر کس،
سهمی از سکوتِ آن ببرد،
برایِ حفظِ بساطِ خویش.
اما حقیقت،
مهجور نمیماند؛
حقیقت،
در انفجارِ نهاییِ تاریخ،
دیوارههایِ دروغ را خواهد شکافت.
۳. مثنوی (در بحر رمل)
سوره فرقان — بخش دوم (آیات ۲۱ تا ۳۴) | رویارویی با روزِ تصفیه و تحلیلِ استراتژیکِ «مهجوریتِ» قرآن در نظامِ قدرت