رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۴- سورة النساء- مدنیة » ۱۴ - النوبة الثانیة
... فأصبحوا بعد طول الأکل قد اکلوا
و لوْ کنْتمْ فی بروج مشیدة ای حصون محصنة مطولة مرفوعة البناء من اشاد البناء و شیده اذا رفعه مشیده آنست که دور بر آرند اندر هوا و استوار کنند چنان که آدمی بآن نرسد میگوید اگر چه از دوری و استواری آدمی بدان نرسد مرگ برسد که مرگ از کس در نماند و از چیز باز نماند و گفته اند مشیده از شید است یعنی محکمة بالشید ای بالجص و روایت کنند از ابن عباس که گفت فی بروج مشیدة ای فی قصور من حدید یعنی اگر چه در حصنها وکوشکهای آهنین باشید مرگ بشما رسد و گفته اند اگر همه در برجهای فلک بید مرگ هم در رسد و گفته اند درین آیت رد قدریان است که گفتند کشته نه بوقت خویش مرد که اگر او را نکشتندید تا زمانی بزیستی
رب العزة درین آیت بیان کرد که هر کس را روزگاری و اجلی نامزد است چون اجل در رسد لا بد روح از جسم مفارقت گیرد اگر بقتل باشد یا بموت و سخن قدریان بسخن کافران و منافقان ماند که گفتند بعد از وقعت احد لوْ کانوا عنْدنا ما ماتوا و ما قتلوا جای دیگر حکایت کرد از منافق که گفت قدْ أنْعم الله علی إذْ لمْ أکنْ معهمْ شهیدا رب العالمین سخن ایشان رد کرد گفت أیْنما تکونوا یدْرکْکم الْموْت و لوْ کنْتمْ فی بروج مشیدة ...
... فما لهؤلاء الْقوْم لا یکادون یفْقهون حدیثا یعنی ما لهؤلاء الیهود و المنافقین لا یفقهون قولا الا التکذیب بالنعم اگر خواهی اینجا وقف کن پس بافتتاح سخن درگیر که ما أصابک منْ حسنة فمن الله یعنی ما اصابک یا ابن آدم من فتح و غنیمة فمن تفضل الله و ما اصابک من سییة ای من جدب و هزیمة و أمر تکرهه فمن نفسک ای فذنبک یا ابن آدم و أنا الذی قدرتها علیک نظیر این آنست که رب العزة گفت و ما أصابکمْ منْ مصیبة فبما کسبتْ أیْدیکمْ جای دیگر گفت أ و لما أصابتْکمْ مصیبة الی قوله قلْ هو منْ عنْد أنْفسکمْ ای من استحقاق انفسکم و اگر خواهی وقف مکن و سخن در پیوند لا یکادون یفْقهون حدیثا ما أصابک منْ حسنة فمن الله یعنی یقولون ما أصابک منْ حسنة فمن الله و معنی آنست که چه رسید اینان را و چه بودست که در نمی یابند این سخن که میگویند که هر چه بتو رسد از نیکی از خدا است و هر چه بتو رسد از بدی از نفس تو است پس این سخن حکایت است از ایشان که بر سبیل انکار باز میگوید
ابو صالح خوانده و علی بن الحسین و زید بن علی و ما اصابک من سییة فمن نفسک و أنا قدرتها علیک ابن عباس خوانده فمن نفسک و انا کتبناها علیک و در مصحف ابی کعب است و ما اصابک من سییة فبذنبک و أنا قدرتها علیک و ابن مسعود خوانده و ما اصابک من سییة فمن عندک و بعضی از قراء خوانده اند و ما اصابک من حسنة فمن الله و من اصابک من سییة پیوسته تا آنجا و قطع سخن کند آن گه گوید فمنْ نفْسک معنی آنست که هر چه بتو رسید از نیک و بد این جهانی از خدا است پس از کیست از تو است و کسایی گوید شنیده ام در بعضی قراءت ما اصابک من حسنة فمن الله و ما اصابک من سییة پس آن گه فمن نفسک معنی آنست که هر چه بتو رسد از نیک و بد این جهانی از خدا است تو در میانه که ای این نفس تو کیست و این قراءت بو جعفر است روایت دختر وی میمونه و بدان که معتزله را و قدریه را درین آیت قوت نیست و نه ایشان را حجت است که این نه ما اصبت است که ما أصابک است و سخن نه در آن میرود که از بنده آید از نیکی و بدی سخن در آنست که ببنده رسد از نیک و بد و نظیر این در قرآن فراوان است أنْ لوْ نشاء أصبْناهمْ بذنوبهمْ ما أصابکمْ منْ مصیبة فبما کسبتْ أیْدیکمْ ما أصاب منْ مصیبة فی الْأرْض و لا فی أنْفسکمْ الآیة نصیب برحْمتنا منْ نشاء و سر مسأله آنست که حسنه و سییة درین آیت نه از فعل و کسب بنده است و ازینجا که ثواب و عقاب در آن نه پیوسته است و وعد و وعید در آن نه بسته است نظیر این در قرآن إنْ تمْسسْکمْ حسنة تسؤْهمْ و إنْ تصبْکمْ سییة یفْرحوا بها فإذا جاءتْهم الْحسنة قالوا لنا هذه و إنْ تصبْهمْ سییة یطیروا بموسی و منْ معه این همه حسنات و سییات از اسباب است نه از اکتساب و آنچه از اکتسابست و ببنده منسوب بثواب و عقاب پیوسته است چنان که گفت منْ جاء بالْحسنة فله عشْر أمْثالها الآیة و منْ جاء بالْحسنة فله خیْر منْها و همْ منْ فزع یوْمیذ آمنون و منْ جاء بالسییة فکبتْ وجوههمْ فی النار
الحسین بن الفضل را پرسیدند ازین آیت جواب داد ان الحسنات و السییات فی هذه الآیة ماسات لا ممسوسات قال و هی النعماء و الرخاء و الشدة و البلاء این همه آنست که رب العزة بعلم رفته و قلم سابق بر بندگان نوشته است و نه از عمل و از کسب بنده است و از بهر این عادت رفته است که گویند اصابنی بلاء اصابنی فرح و محبوب و کس نگوید اصابتنی الصلاة و الزکاة و الطاعة و المعصیة ثم قال تعالی و أرْسلْناک للناس رسولا و کفی بالله شهیدا و کفی بالله این باء تأکید را در افزود معنی آنست که و کفی الله شهیدا الله بگواهی بسست که تو رسول اویی معنی دیگر گفته اند که الله بگواهی بس است که حسنات و سیآت همه ازوست جل جلاله و تقدست اسماؤه ...
-------------------------------------
رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۴- سورة النساء- مدنیة » ۱۵ - النوبة الثالثة
رب العزة گفت که الحمد لله پس احمد را بخواند و با وی گفت ما تقول فی القرآن احمد گفت کلامک یا رب العالمین گفت از کجا دانستی که کلام منست احمد دو و رق از هم باز کرد در یک و رق نبشته بود شعبه و در یک و رق عطا عن ابن عباس شعبه را خواند و با وی همان گفت و همان جواب داد و گفت شنیدم از عطا بن ابی رباح از ابن عباس گفت عطا را نخواندند اما ابن عباس را خواندند و حق با وی گفت ما تقول فی القرآن فقال کلامک یا رب العالمین گفت از کجا می گویی گفت اخبرنا محمد رسول الله رسول خدا محمد ما را خبر کرد رسول را بخواندند و رب العزة با وی گفت ما تقول فی القرآن
گفت اخبرنا جبرییل عنک آن گه گفت رب العزة صدقت و صدقوا ...