### تجلّیِ نامها در نخستین لحظههای ترنم
در نخستین لحظههای آمدنت
نامهای حق شکفت اندر تنت
چون نفس آمد به لبهای لطیفت
بانگِ **یا حیّ** آمد از جانِ شریفت
چون گشودندت به روی این جهان
چشمِ تو شد آینهدارِ **یا نور**، جان
در نگاهِ اوّلینت، ای نگار
جلوه کرد اسمِ **بصیر** و **آشکار**
چون به پستانِ مادر لب زدی
رازِ **رزّاق** از لبِ او بشنیدی
شیرِ مادر، چشمهای از لطفِ اوست
نامِ **رزّاق** است کاینجا گفتوگوست
گرمیِ آغوشِ مادر در شبِ سرد
جلوهٔ **رحمان** بود، آرام و خِرَد
چون به مادر چسبیدی از بیم و خواب
نامِ **حافظ** شد پناهت در نقاب
دستِ کوچک چون به مادر دررسید
مهرِ **ودود** از آن دو دل سر زد، دمید
گریهات چون پردهای از راز بود
نامِ **مجیب** اندر آن آواز بود
هر نفس، پیغامِ لطفِ دیگریست
هر تپش، تسبیحِ ذاتِ داوریست
اوّلین خوابت، سلامی از بهشت
نامِ **سلام** آمد و بر جانت نوشت
اوّلین بیداریات، صبحِ یقین
جلوهگر شد نامِ **هادی** در جبین
اوّلین لبخندِ تو، ای نازنین
پرتوی از نامِ **لطیف** است و **معین**
اوّلین صوتی که از لب برجهید
اسمِ **مبدئ** را به عالم بازدید
پایههای رفتارت، ای جانِ پدر
از **مربّی** یافت رنگِ معتبر
در سکوتت، نامِ **حکیم** آرمیده
در وجودت نقشِ **مصوّر** دمیده
تو هنوز از خویشتن آگاه نیستی
لیک از نامهای حق، سرشار هستی
هر که بیند چهرهٔ پاکِ تو را
میشنود آوازِ اسمِ کبریا
ای ترنم، نامها در تو نهان
چون چراغی در شبِ این خاکدان
نامِ مادر، مهر؛ نامِ تو، ترنم
هر دو آمیخته به لطفِ حیّ سرمد
خواب کن، ای جلوهٔ اسماء و صفات
تا برآید از وجودت صد حیات
در نخستین شام و صبح و خواب و شیر
حق کند در جانِ تو هر دم تجلّیِ دلپذیر.