سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ - 8:16 - nali -
# میخانهٔ توحید
## مثنویِ مستیِ نور
**دفترِ نخست: در بیانِ جامِ اَلَست، تجلّیِ نور، و بیخویشیِ جان**
> به نامِ ساقیِ بزمِ الست
> که هر چه هست، از او گشته مست
>
> نه خُم بر پا، نه دُردی، نه قدح
> جهان لبریز شد از نور و فتح
>
> شرابی داد از جنسِ شهـود
> که یکسر سوخت هستی در وجود
>
> در این میخانه کس جز «او» ندید
> فنا را جز به رنگِ «هُو» ندید
>
> چو «من» رفتم میانِ ما و یار
> عیان شد رازِ پنهانِ دیار
>
> به هر قطره که از ساغر چکید
> هزاران شمسِ لاهوتی دمید
>
> الا ساقی، بده رطلِ گران
> مرا از برزخِ نامم رهان
>
> به خاموشی کشان این نطق و قال
> که حیرت خوشتر است از هر مقال
>
> به میخانه رسد پایِ امید
> سراسر نور شد، نورِ وحید