... قال عمر دخلت علی رسول الله ص فاذا هو مضطجع علی رمال حصیر لیس بینه و بینه فراش قد اثر الرمال بجنبه متکیا علی وسادة من ادم حشوها لیف قلت یا رسول الله ادع الله فلیوسع علی امتک فان فارس و الروم قد وسع علیهم و هم لا یعبدون و الله فقال أوفی هذا انت یا ابن الخطاب اولیک قوم عجلت لهم طیباتهم فی الحیاة الدنیا و فی روایة أخری أما ترضی أن تکون لهم الدنیا و لنا الآخرة
و إن منْ أهْل الْکتاب الآیة ابن عباس و جابر و انس و قتاده گفتند این آیت در شأن نجاشی فرود آمد ملک حبشه جبرییل آمد مصطفی ص را از مرگ وی خبر کرد رسول ص بگورستان بقیع بیرون شد با یاران وی رب العالمین حجاب از پیش دیده مصطفی ص برداشت تا از مدینه بزمین حبشه نگرست و آن سریر که هیکل نجاشی بر آن بود بدید بر وی نماز کرد بچهار تکبیر آن گه از بهر وی آمرزش خواست و یاران را گفت که از بهر وی آمرزش خواهید منافقان گفتند این چیست که بر علجی حبشی نصرانی که نه بر دین ویست نماز میکند پس رب العالمین این آیت فرستاد در شأن وی و گواهی داد بایمان وی عطا گفت چهل مرد از اهل نجران از بنی الحرث بن کعب و سی و دو مرد از زمین حبشه و هشت مرد از روم بر دین عیسی ع بودند پس به مصطفی ص ایمان آوردند رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد ابن جریح و ابن زید گفتند در شأن عبد الله خزرجی آمد ابو یوسف امام بنی اسراییل و گواه الله که رب العالمین در حق وی گفت قلْ کفی بالله شهیدا بیْنی و بیْنکمْ و منْ عنْده علْم الْکتاب و کم کسی را در قرآن چندان آیتهای مدیح است مکشوف و مبین که ویراست
و إن منْ أهْل الْکتاب لمنْ یؤْمن بالله و ما أنْزل إلیْکمْ یعنی القرآن و ما أنْزل إلیْهمْ یعنی التوریة و الانجیل خاشعین ای متواضعین لله عز و جل لا یشْترون بآیات الله ثمنا قلیلا ای عرضا یسیرا من الدنیا کفعل الیهود مما اصابوا من سفلتهم من المآکل من الطعام و الثمار عند الحصاد ...
-------------------------------------
رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۴- سورة النساء- مدنیة » ۱ - النوبة الثانیة
... آن گه حق زنان و داد ایشان را فرا پیوست گفت فإنْ خفْتمْ ألا تعْدلوا این خوف ایدر حقیقی است میگوید اگر ترسی آید که میان ایشان راستی و داد نتوانید که کنید فواحدة یک آزاد زن بزنی کنید أوْ ما ملکتْ أیْمانکمْ یا آنچه بملک ید فرادست آید از کنیزکان و بردگان عرب مملوک را ملک ید خوانند
آن گه نیکو سخنی را آن ید یمین کردند اما قول ابن عباس و سعید جبیر و قتاده و ربیع و ضحاک و سدی در معنی آیت آنست که در عهد اول از مال یتیمان پرهیز نکردند و تحرج مینمودند و کار آن سخت فرا گرفتند بحکم این آیت که و آتوا الْیتامی أمْوالهمْ اما کار زنان سست تر فرا دست گرفتند از ایشان بسیار بزنی میکردند و آن گه عدل در آن نگه نمی داشتند رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد یعنی که این زنان در ضعف و عجز همچون یتیمان اند و چنان که یتیمان را حاجت بقیم است زنان را نیز حاجت بقیم است و چنان که در یتیمان عدل و راستی نگه باید داشت در زنان هم می نگه باید داشت چنان که آنجا می ترسید و تحرج میکنید اینجا نیز بترسید و تحرج کنید چندان بزنی خواهید که در میان ایشان عدل نگهدارید دو خواهید یا سه یا چهار و بر چهار میفزایید و اگر ترسید که میان این عدد عدل و راستی نگه نتوانید داشت پس بر یکی اقتصار کنید یک آزاد زن بزنی کنید و اگر حق آن یک زن آزاد هم نگه نتوانید داشت پس آزاد زنان را گذارید و بردگان را گیرید اگر توانید و یابید تا شما را خدمت میکنند و بایشان استمتاع میگیرید اینست که رب العالمین گفت فواحدة أوْ ما ملکتْ أیْمانکمْ
امروز اجماع امت آنست که آزاد زنان از یکی تا چهار روا است که بزنی ...
... و گفته اند که این آیت دلیلست که طعام جوانمردان و سخاوتیان گوارنده و سودمند بود و خورنده را نوش که می گوید ایشان چون طعام نهند بخوشدلی و طیب نفس نهند پس خورنده را هنییا مرییا گفت و طعام بخیلان بخلاف این بود ناگوار و ناسازگار که ایشان آنچه دهند بتکلف دهند نه بطیب نفس پس آن درد باشد نه درمان مصطفی ص از اینجا گفت طعام السخی دواء و طعام البخیل داء
قوله تعالی و لا تؤْتوا السفهاء أمْوالکم الآیة ابن عباس گفت سفیهان اینجا زنان و فرزندان اند میگوید مال خود که صلاح دنیا و قوام کار و معیشت شما در آن است فردا دست زنان و فرزندان منهید که آن گه زیر دست و محتاج ایشان شوید بلکه خود میدارید و برایشان نفقه میکنید و کسوت و رزق و مؤنت ایشان بپای میدارید
و قولوا لهمْ قوْلا معْروفا ایشان را سخن پسندیده می گویید یعنی که ببر وصلت ایشان را وعده نیکو میدهید که ما پس ازین با شما نیکویی کنیم و عطا دهیم و نوازیم و دلیل بر آنکه سفها زنان باشند خبر مصطفی ص است قال الا انما خلقت النار للسفهاء یقولها ثلاثا الا و ان السفهاء النساء الا امرأة اطاعت قیمها ...
-------------------------------------
رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۴- سورة النساء- مدنیة » ۲ - النوبة الثانیة
... گفت دو بهر گفت نیمه ای گفت نه گفت سیکی گفت سیکی و سیکی هم بسیار است و اختیار احمد حنبل در وصیت چهار یک است از بهر این حدیث که گفت و الثلث کثیر
ابن عباس گفت مردی رسول خدا ص را گفت که در حجر من یتیمی است روا باشد که وی را بزنم رسول ص جواب داد که چندان زن او را و چنان زن که فرزند خود را زنی گفت یا رسول الله از مال وی چیزی بخورم گفتنه چنان که مالی از آن جمع کنی یا وقایه مال خویش سازی یعنی که بقایاء میوه درختان و نبات زمین و شیر چهارپایان و امثال آن روا باشد و بیش از آن نه عمر خطاب در ولایت خویش روزی میگفت انزلت نفسی فی هذا المال منزلة ولی الیتیم و منْ کان غنیا فلْیسْتعْففْ و منْ کان فقیرا فلْیأْکلْ بالْمعْروف
قوله تعالی و ابْتلوا الْیتامی الآیة این آیت در شأن ثابت بن رفاعه و عم وی فرو آمد رفاعه از دنیا بیرون شد ثابت یتیم ماند و عم وی بر وی قیم بود
-------------------------------------
رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۴- سورة النساء- مدنیة » ۳ - النوبة الثانیة
... تلْک حدود الله الآیة این تعیین سهام و قطع انصبا و اندازها است از خدای عز و جل آن گه وعده دار ایشان را که فرمان خدا و رسول بجای آرند و از اندازهای وی درنگذرند ببهشت باقی و ناز نعیم جاودانی
آباؤکمْ و أبْناؤکمْ لا تدْرون أیهمْ أقْرب لکمْ نفْعا این ترجیح پدران و مادران است بر دیگر وارثان میگوید شما ندانید که از ایشان کیست شما را بهتر و بکار آمده تر یعنی که ایشان شما را در جدا و منفعت متکافی اند هر دو بکار آمده و نزدیک منفعت معنی دیگر گفته اند که شما ندانید که از ایشان کدام یکی در دنیا شما را بکار آمده تر است تا میراث بوی دهید و استحقاق در وی شناسید و لکن الله خود این فرایض بنهاد و این قسمتها یاد کرد و باز برید بحکمت و دانش خویش و اگر بشما باز گذاشتی شما ندانستید که از ایشان که سودمندتر است شما را و کار بر شما تباه گشتی و مال ضایع و گفته اند معنی آنست که شما ندانید که فردادر قیامت از ایشان کدام یکی شما را با نفع تر باشد و بکار آمده تر ابن عباس گفت اطوعکم لله عز و جل من الآباء و الانبیاء ارفعکم درجة یوم القیامة هر که امروز در دنیا خدای را فرمان بردارتر فردا در قیامت درجه وی برتر و منزلت وی نزدیک حق بزرگوارتر اگر پدر را درجه برتر از درجه فرزند بود رب العالمین وی را شفیع فرزند کند تا بشفاعت پدر درجه فرزند بدرجه پدر رسد و اگر فرزند را درجه برتر بود از بهر پدر شفاعت کند تا او را بدرجه فرزند رساند یعنی که شما امروز ندانید که فردا درجه کدام یکی برتر بود و نفع از کدام یکی طلب باید کرد
و لکمْ نصْف ما ترک أزْواجکمْ درین آیت بیان میراث شوهران است و جفتان ایشان و میراث اولاد ام اما شوهر صاحب فرض است و فرض وی گاه نیمه باشد و گاه چهار یک اگر با وی فرزند زن نبود و نه فرزند پسرش فرض وی نیمه باشد چنان که الله گفت و لکمْ نصْف ما ترک أزْواجکمْ إنْ لمْ یکنْ لهن ولد و اگر با وی فرزند بود از وی یا از شوهری دیگر یا با وی فرزند پسر زن بود فرض وی چهار یک باشد چنان که گفت فإنْ کان لهن ولد فلکم الربع مما ترکْن منْ بعْد وصیة یوصین بها أوْ دیْن ...