پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۵ - 13:17 - nali -
### چراغِ غیب
در این مسیرِ تاریک، بی همرهیِ جانان
هرگز مرو که راه است آکنده از میاهان
آسان نود گذشتن ز آشوبِ نفسِ فتان
گر دستگیریِ او نامد به کارِ خواهان
دستِ نیاز برکن بر دامنِ ولایت
کان روشنیست هادی در ظلمتِ پناهان
شاهی که خاکِ پایش، کحلِ بصیرتِ ماست
بگشاید این گره را از جانِ بیسپاهان
از کثرتت چه باک است، چون پیرِ ما بگوید
یک نور میدرخشد در پردهٔ گیاهان
در سایهسارِ مهرش، بی واهمه سفر کن
کان خضرِ راه بردهست ما را به صبحگاهان
حافظ ز خود برون شو، با یادِ رویِ ساقی
تا بشکند طلسمِ این شهرِ کینهخواهان