پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۵ - 13:0 - nali -
به رنگ و بوی تو آیینهای دهان بگشود
که هر چه داشت نهان، در جهان عیان بگشود
تو در حجاب تجلی نشستی و رخِ تو
هزار چشم تماشا در این دکان بگشود
به سرّ خاک بگو تا به سجده درافتد
که از جمال تو نوری به جسم و جان بگشود
دلی که مظهر اسماء و عکسِ روی تو شد
گره ز زلفِ معانی به هر زبان بگشود
حجابِ روی تو ما ایم و این عجب کز ما
دری ز غیب به روی زمینوزمان بگشود
طریق سلوک مرو بی چراغِ همتِ او
که قفلِ خانه به سرپنجهٔ امان بگشود
ز چشمهسار حقیقت بنوش و فارغ شو
ز جرعهای که به کامِ دلِ مغان بگشود