تبلیغات و پول [ ویرایش ]
توجه به این نکته حائز اهمیت است که در حالی که زنان خالکوبی شده در واقع به طور قابل توجهی بیشتر از همتایان مرد خود از طبقه کارگر درآمد داشتند، حقوق آنها لزوما ثابت نبود. درآمد یک زن خالکوبی شده به فصول، محبوبیت و موفقیت سیرک یا موزه سکه ای که با آن ارتباط داشت و رقابت با سایر اجراکنندگان خالکوبی بستگی داشت. برخی از زنان خالکوبی دامنه خود را فراتر از چادر گسترش دادند و با تبلیغات محصولات درآمد بیشتری کسب کردند. به عنوان مثال، در یک آگهی با عنوان: خلوص سوراخ شده: بانویی با خالکوبی شگفت انگیز ، طبیعت و هنر سوراخ شده - یک زیبایی، نام ایرنه وودوارد برای فروش روغن سنت ژاکوب کاهش دهنده درد استفاده می شود.
"خانم ایرنه توسط پدرش خالکوبی شد و به مدت هفت سال تحت یک دوره رنج لذت بخش قرار گرفت. البته خانم جوان در این مدت رنج کشید، اما اگر چنین سوزن دوزی لذت بخشی را انجام می دادیم، نیازی به انجام این کار نیست. بگوییم که ما می خواهیم در نزدیکی یک بطری روغن سنت ژاکوب […] یک بریس." [9]
اینکه آیا آیرین مستقیماً از تبلیغات سود برده است یا خیر، ناشناخته باقی مانده است، با این حال، قرار گرفتن در معرض رسانه ها به محبوبیت و مخاطبان بیشتر کمک کرد. در نهایت، عبارات مثبت در تبلیغات، از جمله ذکر این که ایرن در بالا از یک محصول معیوب استفاده می کند، سعی کرد او را به وضعیت قابل احترامی برساند.
کسب احترام [ ویرایش ]
بر خلاف سهولت دستیابی به خالکوبی، کسب احترام با دشواری زیادی اتفاق افتاد. عواقب دستیابی به خالکوبی و اجرای لباسهای کوتاه از نظر احترام به خانمهای خالکوبی شده بسیار سنگین بود. ظاهر ایرنه وودوارد به عنوان نشانه ای از انحراف بود، و اکثر اعضای جامعه بدن خالکوبی شده او را بیرون از بالاتنه، نفرت انگیز می دانستند. با در نظر گرفتن این موضوع، مردم ویکتوریا به سختی سیرکها و موزههای سکهای را بهعنوان چراغهایی برای تفریح خوب و تمیز خانوادگی مینگریدند. با این وجود، آنها کنجکاو ماندند و اسیر داستان وسوسه انگیز وودوارد شدند. برای نشان دادن مرز بین فضیلت و عدم انطباق، سروصدای رسانه ای وودوارد در نیویورک تایمز بینشی را در مورد اینکه چگونه زنان خالکوبی شده و رسانه ها به صورت استراتژیک تصویر خود را محترمانه ساختند، ارائه کرد.
"خانم وودوارد خاطرنشان کرد که از این که به او اینگونه نگاه می شود احساس شرمندگی می کند، زیرا قبلا هرگز این لباس را به تظاهر مردان نپوشیده بود. خالکوبی که با جوهر هندی انجام شده بود، هنری به نظر می رسید، و دستگاه ها حمل شده و جذاب بودند. در اطراف گردن یک گردنبند گل دیده می شد که به آن دسته گل رز کاملاً شکوفه می ریزد تا زمانی که فرم های برازنده آنها در زیر لبه های توری نیم تنه گم می شود ... بازوها با قلب های ستاره ای، فرشتگان شناور، تاج گل ها، چنگ ها پوشیده شده بود. صلیبها، یک کشتی کامل، و شعارهای مختلف.» [10]
مقدمه نام وودوارد با "خانم"، همراه با اشاره به عدم تمایل او به نشان دادن خود در مقابل چهره های مرد، برای اولین بار نشان دهنده تلاش برای مشروعیت بخشیدن به موقعیت او به عنوان یک بانوی مناسب است و ماهیت متجاوزانه ظاهر او را نرم می کند. اولین بار وودوارد هر بار که جسد خود را در برابر تماشاگران ارائه می کرد اتفاق می افتاد. این بدون شک راهی برای «انحصارسازی» نمایش او از شهری به شهر دیگر و جذب انبوهی از تماشاگران بود. توصیفهای واضح از خالکوبیهای او، همراه با استفاده از کلمات: خجالتآمیز، هنری، جذاب، گلدار و برازنده بهعنوان توصیفکننده، راهی برای ارتقاء و زنانه کردن بیشتر ظاهر وودوارد بود. اجراکنندگان دیگر، مانند میس کریول و میس آلاوندا، ابزارهای رسانه ای مشابهی را در ارائه خود به کار گرفتند. از آنجایی که خانمهای خالکوبیشده در سیرکها و موزههای سکهای رایجتر شدند، فرصتهایی که در قرن بیستم به وجود آمد، خانمهای خالکوبیشده را مجبور کرد تا با چالشهای جدیدی روبرو شوند. این زنان برای اینکه در قلمرو تغییر ایدههای مربوط به احترام ماندن عجیب و غریب باقی بمانند، به روایتهای بدیع برای رقابت با یکدیگر و جلب توجه مخاطبان میاندیشیدند. این زنان روایت قربانی ویکتوریایی را به روایتی تغییر دادند که عناصری از انتخاب عمدی را برای تبدیل شدن به یک «عجیب خودساخته» نشان میدهد. به تعبیری بزرگتر، عمل به نمایش گذاشتن بدنهایشان در قبال دستمزد، و حتی عملکرد مستقل بدون تبعیت از یک رئیس مرد، انتظارات اجتماعی سنتی در مورد استقلال بدنی زنان را به چالش میکشد. فرصتهایی که در قرن بیستم به وجود آمد، خانمهای خالکوبی را مجبور کرد تا با چالشهای جدیدی روبرو شوند. این زنان برای اینکه در قلمرو تغییر ایدههای مربوط به احترام ماندن عجیب و غریب باقی بمانند، به روایتهای بدیع برای رقابت با یکدیگر و جلب توجه مخاطبان میاندیشیدند. این زنان روایت قربانی ویکتوریایی را به روایتی تغییر دادند که عناصری از انتخاب عمدی را برای تبدیل شدن به یک «عجیب خودساخته» نشان میدهد. به تعبیری بزرگتر، عمل به نمایش گذاشتن بدنهایشان در قبال دستمزد، و حتی عملکرد مستقل بدون تبعیت از یک رئیس مرد، انتظارات اجتماعی سنتی در مورد استقلال بدنی زنان را به چالش میکشد. فرصتهایی که در قرن بیستم به وجود آمد، خانمهای خالکوبی را مجبور کرد تا با چالشهای جدیدی روبرو شوند. این زنان برای اینکه در قلمرو تغییر ایدههای مربوط به احترام ماندن عجیب و غریب باقی بمانند، به روایتهای بدیع برای رقابت با یکدیگر و جلب توجه مخاطبان میاندیشیدند. این زنان روایت قربانی ویکتوریایی را به روایتی تغییر دادند که عناصری از انتخاب عمدی را برای تبدیل شدن به یک «عجیب خودساخته» نشان میدهد. به تعبیری بزرگتر، عمل به نمایش گذاشتن بدنهایشان در قبال دستمزد، و حتی عملکرد مستقل بدون تبعیت از یک رئیس مرد، انتظارات اجتماعی سنتی در مورد استقلال بدنی زنان را به چالش میکشد. این زنان برای رقابت با یکدیگر و جلب توجه مخاطبان به روایتهای بدیع میاندیشیدند. این زنان روایت قربانی ویکتوریایی را به روایتی تغییر دادند که عناصری از انتخاب عمدی را برای تبدیل شدن به یک «عجیب خودساخته» نشان میدهد. به تعبیری بزرگتر، عمل به نمایش گذاشتن بدنهایشان در قبال دستمزد، و حتی عملکرد مستقل بدون تبعیت از یک رئیس مرد، انتظارات اجتماعی سنتی در مورد استقلال بدنی زنان را به چالش میکشد. این زنان برای رقابت با یکدیگر و جلب توجه مخاطبان به روایتهای بدیع میاندیشیدند. این زنان روایت قربانی ویکتوریایی را به روایتی تغییر دادند که عناصری از انتخاب عمدی را برای تبدیل شدن به یک «عجیب خودساخته» نشان میدهد. به تعبیری بزرگتر، عمل به نمایش گذاشتن بدنهایشان در قبال دستمزد، و حتی عملکرد مستقل بدون تبعیت از یک رئیس مرد، انتظارات اجتماعی سنتی در مورد استقلال بدنی زنان را به چالش میکشد.
عملکرد در جامعه اصلی [ ویرایش ]
با توجه به سرمایهگذاری حرفهایشان، خانمهای خالکوبی پوشیده میشوند تا نه تنها از نمایشهای رایگان جلوگیری کنند، بنابراین ظاهر عجیب و غریب خود را تازه نگه دارند، بلکه برای جلوگیری از ساییدگی خالکوبیها در طول پیری و قرار گرفتن منظم در معرض نور خورشید. [11]خانمهای خالکوبی بهطور استراتژیک خالکوبیهای خود را به گونهای قرار میدادند که به آنها اجازه میداد در مکانهای عمومی لباسی متواضعانه بپوشند و در زندگی روزمره خود بدون توجه عمل کنند. عکسهای خانمهای خالکوبی شده محبوب نشان میدهد که خالکوبیهای آنها از جلوی ساعد، بالای گردن یا زیر قوزکهایشان امتداد نداشته است. علاوه بر این، بسیاری از این خانم ها خالکوبی هایی داشتند که شامل نمادهای مذهبی و میهنی بود. این که آیا این برای ترجیح شخصی بود یا به عنوان وسیله ای برای بیان خود، مشخص نیست، با این حال، سازماندهی و ماهیت موضوعی این خالکوبی ها یک الگوی مشترک را نشان می دهد. خانمهای خالکوبی از چنین تصاویری برای ارتقای جایگاه خالکوبیهای خود بهعنوان یک هنر مناسب و شایسته نمایش و بهعنوان راهی برای کاهش ضربه بدن ناسازگار خود برای تماشاگران استفاده میکردند. حتی سیرک برادران رینگلینگمدیریت از این موضوع آگاه بود و کارکنان، بهویژه زنان را تشویق کرد تا رفتار محترمانهای را در صحنه و خارج از صحنه حفظ کنند تا کلیشههای مرتبط با اعمالشان را از بین ببرند. "ما باید بخواهیم "مردم شهر" احساس کنند که "مردم نمایش" مردان و زنان واقعی و خانم ها و آقایان نیز هستند." [12] به این ترتیب، تصویر محترمانه نه تنها شخصاً یک زن خالکوبی شده، بلکه کل شهرت نمایشی را که او برای آن کار می کرد، در بر می گرفت.
خانم های زود خالکوبی شده [ ویرایش ]
نورا هیلدبرانت [ ویرایش ]
نورا هیلدبرانت
نورا هیلدبرانت، یکی از اولین خانم های خالکوبی که در ایالات متحده اجرا کرد، گذشته خود را به طرز وحشیانه ای تخیلی ساخت تا تماشاگرانی را جذب کند که مجذوب لباس های رسوایی او و همچنین ته مایه های جنسی خالکوبی اجباری او توسط بومیان آمریکایی شده بودند. [13] در جزوه ای که در حدود سال 1882 منتشر شد، داستان عجیب و غریب هیلدبرانت نه تنها شامل اسارت در میان قبیله سیتینگ بول ، بلکه خالکوبی اجباری توسط پدرش نیز بود:
"یکی از جنگجویان گاو نشسته او را متهم کرد که قصد دارد آنها را مسموم کند، و رئیس به زندانی گفت اگر دخترش را خالکوبی کند، به او آزادی می دهد - که باید او را از انگشتان پا تا سرش خالکوبی کند... او مجبور شد کار کند. شش ساعت در روز به مدت یک سال قبل از بازپس گیری او، با انجام سیصد و شصت و پنج طرح." [14]
در حقیقت، هیلدبرانت در دهه 1850 در لندن، انگلستان، با نامی دیگر در فقر به دنیا آمد. هیلدبرانت با هنرمند حرفه ای خالکوبی مارتین هیلدبرانت آشنا شد، که اغلب به عنوان پدر یا شوهرش معرفی می شد ، حتی اگر واقعاً ازدواج نکرده بودند، و به او اجازه داد تا در سال 1882 تمام بدن او را خالکوبی کند . تصاویری با دست و ساعتهای طولانی درد شدید، پاداش هیلدبراند برای تبدیل شدن به یک «فریب» خودساخته مخفی نماند. او به عنوان یک خانم خالکوبی شده از امتیاز استثنایی برخوردار بود. به عنوان مثال، نیویورک کلیپر در 22 مارس 1884 گزارش داد که در طول سفر خود به مکزیک، دریافت کرد.
"بزرگترین و پرهزینه ترین هدایایی که تا به حال شناخته شده است [sic]...از جمله هدایا می توان به یک تسویه حساب موستانگ خوش تیپ، زین و لگام پرزیدنت گونزالس، و از پسرش، یک جفت گرانبها، اسیر موستانگ اشاره کرد." [16]
از سوی دیگر، رسانه ها همیشه رفتار مهربانانه ای با هیلدبرانت نداشتند. نیویورک تایمز در یک بررسی کوبنده در سال 1882، قد و قامت تنومند و ویژگی های صورت مردانه هیلدبرانت را مورد انتقاد قرار داد. "صورت او [آنقدر] سفت است که تعجب میکنی که آنها تا به حال سوزن را بدون چکش از روی پوست فرو کردهاند." [10] این بیانیه نشان می دهد که هیچ زنی از معیارهای ظالمانه زیبایی در جامعه در امان نماند. در واقع، یک زن خالکوبی شده به ویژه در برابر نظرات اجتماعی در مورد جنبههایی از بدنش که خارج از کنترل او بود آسیبپذیر بود. با در نظر گرفتن این موضوع، نحوه برخورد رسانه ها با یک خانم خالکوبی در نهایت توانایی ستاره او را برای ظهور تعیین کرد. به نوبه خود، هنگامی که زنان خالکوبی شروع به تغییر داستان های خود و استفاده از رسانه ها به نفع خود کردند، طول عمر بیشتری را در حرفه خود تجربه کردند.