### مثنوی: سایهها میشکنند
بیا که سایهٔ این قصرِ فانی از بُن شکست
خوشا کسی که از این سایهها، دلش را گسست
مبند دل به جهان، کاین عروسِ هزارداماد
بسی چون تو پرورد و باز، خاک به سر داد
*(تلمیح به حکایت سعدی: «مبند دل به جهان کاین عروسِ بیبنیاد...»)*
نخوردهست دنیا به کس زنهار و پیمان
مکن تکیه بر این «لرزانستونِ» بیپایان
اگر ملکِ عالم به فرمانِ توست، ای عزیز
بخور خونِ دل، کآخرش خاکِ گور است و ریز
*(تلمیح به سخن سعدی: «اگر ملک جهان زیر نگین است، به آخر سهم هر کس نیم گز زمین است»)*
همان مصطفی، سرورِ هر دو کوه و کمر
که دنیا به چشمش بُد، چون سایهٔ رهگذر
*(تلمیح به تشبیه نبوی از دنیا به سایهٔ درختی که مسافر دمی در آن میآساید)*
علی آن که در نانِ جو یافت لذتِ جان
نه در تختِ شاهی و نه در ملکِ بیآرمان
بیا و به محرابِ حق، سر به تعظیم سار
که «سعدیِ» جان گفت: طاعت به کن، هوشیار
نماز است آن نردبانِ بلندِ حضور
که میبَردَت از شبِ غصه تا شهرِ نور
نه ناز است این سجده، بل حاجتِ بندگیست
که بیبندگی، زندگی عینِ شرمندگیست
اگر در جوانی نخوانی کتابِ نیاز
به پیری چه سودی دهد، گریه و سوز و ساز؟
بشور این غبارِ منیت به آبِ وضو
که تا نشکنی «من»، نیابی به حق، گفتگو
ببین سایهها بشکستند و حقیقت عیان
حیات، این چنین جدی است، ای خفته در جهان!
---
### توضیحات ادبی و تلمیحات:
این مثنوی با عنوان **«سایهها میشکنند»**، با تلفیق مفاهیمِ بیداری و معاد با کلامِ حکمتآمیز شیخ اجل، سعدی شیرازی، سروده شده است.
- تلمیح به ناپایداری دنیا (عروس هزارداماد):**
سعدی در مواضع مختلف دنیا را به عروسی تشبیه میکند که در عین زیبایی، بیوفاست و شوهران بسیاری (سلاطین و مردم) را به کام مرگ کشانده است. در این شعر، کنایه از این است که دلبستگی به دنیا، دلبستگی به یک «سایه» است که دوامی ندارد.
**۲. تلمیح به سهم انسان از زمین (نیم گز زمین):**
اشاره به حکایت معروفی از سعدی که میگوید حتی اگر تمام جهان در اختیار تو باشد، در نهایت سهم تو از این خاک تنها به اندازهٔ قامت توست. این تلمیح برای تأکید بر مفهوم «معاد» و «جدی بودن حیات» به کار رفته است.
**۳. تلمیح به سیرهٔ نبوی و علوی:**
در اینجا از سنت سعدی در مدح پیامبر و علی (ع) استفاده شده است. تشبیه دنیا به «سایهٔ درخت» (در کلام پیامبر) با عنوان شعر «سایهها میشکنند» پیوند خورده است تا نشان دهد که اولیای خدا حقیقت را دیدند و به سایهها دل نبستند.
**۴. تقابل «ناز» و «نیاز» در نماز:**
سعدی در گلستان و بوستان بارها بر طاعت و بندگی تأکید میکند. در این مثنوی، کلام سعدی مبنی بر اینکه «بندگی کلید بیداری است» به عنوان راهِ نجات از «بازیِ دنیا» معرفی شده است.
**۵. جناس و استعاره:**
واژهٔ **«بُت»** و **«بُتشکستن»** در اینجا به معنای شکستنِ بتِ نفس و منیت است که تا زمانی که این سایهٔ سنگینِ «من» نشکند، خورشیدِ حقیقت طلوع نمیکند.