برای ارائهٔ یک دکلمهٔ آرام، سوزناک و عمیق، لحن جملات را از حالت خطابیِ صِرف بیرون آورده و به گفتگویی درونی، آرام و پر از حسِّ غربت و بیداریِ جان تبدیل کردهام. فاصلهها و سکوتهای میان بندها نیز برای تأثیرگذاری بیشتر در خوانش طراحی شدهاند.
***
*(موسیقی ملایم و محزونِ نی یا ویولنسل آغاز میشود. لحن خواننده آرام، با شمردهگویی و درنگی کوتاه میان عبارات است.)*
**[سکوت]**
شاید صدایی از دور میآید...
صدایی که میگوید: حیات، بازی نیست.
گاهی چقدر دیر میفهمیم
که این آمدن و رفتن، این خندهها و دویدنها،
این دلبستن به سایههایِ لرزانِ روی دیوار،
فقط یک عبورِ کوتاهمدت بود...
نه یک اقامتِ ابدی.
**[درنگ]**
ای دلِ خسته...
ای جانی که در هیاهوی رنگها گم شدهای.
خرده مگیر بر کسی که این روزها را جدی گرفته است؛
او فهمیده که خاک، تمامِ سهمِ ما از هستی نیست.
او از رفتن ترسیده است...
نه ترسِ از نیستی،
که ترسِ از دست خالی رفتن.
**[سکوت و تغییر ملایمِ تنِ صدا]**
در میان این همه صدا که ما را به غفلت میخوانند،
ناگهان صدایی برمیخیزد:
*الله اکبر...*
آرام بگوییم تا جانمان بلرزد؛
خدا بزرگتر است.
بزرگتر از تمامیِ این دردهایِ کوچکِ ما.
بزرگتر از تنهاییهایِ عمیقی که در دل پنهان کردهایم.
بزرگتر از هر چه که ما را به بند کشیده است.
و شهادت بدهیم به آن چراغِ راه...
به محمد (ص)،
که دلش برای تنهاییِ انسان سوخت و ما را از شبِ غفلت بیرون کشید.
و به علی (ع)،
آن عدلِ غریب، که نامش پناهگاهِ جانهایِ بیکس است.
**[مکث طولانی]**
بشنو... صدایِ اذان میآید.
صدایی که ما را به نماز میخواند.
اما... نماز چیست؟
سجادهای که فقط پهن میشود و جمع میشود؟
یا نیازی که بندبندِ وجودِ ما به نگاهِ حق دارد؟
نماز، نازِ ما با خدا نیست؛
نیازِ ما به آغوشِ رحمتِ اوست.
فرصتی است کوتاه، برایِ سبک شدن از بارِ گناهان؛
برای اینکه در میانِ طوفانِ دنیا،
لحظهای آرام بگیریم...
بایستیم...
و بگوییم: ما جز تو کسی را نداریم.
**[با لحنی سوزناکتر و آرامتر]**
عمر میگذرد...
چون ابر، چون باد.
و ما هنوز در پیلهٔ عادتهای خود ماندهایم.
چه سخت است روزی بیدار شدن که دیگر وقتِ بیداری گذشته باشد.
پس بیا...
بیا پیش از آنکه سهمِ ما از این دنیا، تلی از خاک باشد،
دل به دریا بسپاریم.
بیا بگوییم:
*لا اله الا الله...*
هیچ پناهی نیست، جز او.
هیچ تکیهگاهی نیست، جز شانهٔ رحمتِ او.
هیچ راهی نیست، جز مسیرِ او.
**[سکوت پایانی - افول تدریجی صدای موسیقی]**
بگذار این حیات، بازیِ غفلتِ ما نباشد...
بگذار پلِ وصالِ ما باشد.
آمین.