## خطبه: «زندگی، میدانِ بیداری است»
ای مردم،
زندگی بازی نیست.
زندگی لهوِ بیحاصل و خندهٔ بیپشتوانه نیست.
زندگی، میدانِ آزمون است؛
راهِ عبور است؛
جایِ ماندن نیست، جایِ فهمیدن است.
خوشی اگر بیاید، مسافر است؛
و غم اگر برسد، معلم است.
نه آن خوشی میماند،
نه این اندوه تا ابد بر سینه مینشیند.
آنچه میماند، حقیقتِ جانِ شماست
و آنچه سنجیده میشود، نسبتِ شما با حق است.
پس بر آنکس که زندگی را جدی میگیرد خرده مگیرید.
او شاید زودتر از دیگران فهمیده است
که این راه کوتاهتر از آن است که صرفِ غفلت شود،
و این جان گرانبهاتر از آن است
که در بازارِ عادت ارزان فروخته شود.
ای صاحبانِ دل،
این زندگیِ نخستین، مقدمه است، نه پایان.
این جهان، آغاز است، نه انجام.
اینجا کشتزار است و آنجا موسمِ درو.
اینجا عمل است و آنجا حساب.
اینجا فرصت است و آنجا حسرت،
اگر امروز را سبک بشمارید.
پس بگویید: الله اکبر.
نه فقط بر زبان،
که در جان.
بگویید: خدا از همهٔ آن چیزهایی که دل به آنها میبندید بزرگتر است.
بزرگتر از ترسِ شما،
بزرگتر از آرزوی شما،
بزرگتر از تنهاییِ شما،
بزرگتر از دلبستگیِ شما به این جهانِ زودگذر.
و شهادت دهید که محمد رسولِ خداست؛
همان چراغی که در تاریکیِ حیرت افروخته شد،
همان صدایی که انسان را از خاک به افق خواند،
همان رحمتی که آمد تا دلِ فراموشکارِ بشر را بیدار کند.
و بدانید که علی، مولای مؤمنان است؛
نشانهٔ عدالت،
میزانِ مردانگی،
و نامی که هرگاه حق در غربت افتاد،
چون شمشیری از نور درخشید.
ای مردم،
به نماز بشتابید.
به چیزی بشتابید که روح را از پراکندگی جمع میکند.
به چیزی بشتابید که دل را از فراموشی بیرون میآورد.
به چیزی بشتابید که میانِ خاک و افلاک،
برای انسان پلی از حضور میسازد.
نماز، ناز نیست؛
نیاز است.
زینتِ پیشانی نیست؛
قیامِ جان است.
عادتِ ساعتها نیست؛
نجاتِ لحظههاست.
هر که در نماز نایستد،
در برابرِ طوفانِ درون، پناهی اندک خواهد داشت.
و هر که دل به ذکر نسپارد،
در هیاهوی جهان، خویش را گم خواهد کرد.
پس به رستگاری بشتابید.
به نجات بشتابید.
به سویِ آن حقیقتی بروید که نه کهنه میشود،
نه خاموش،
نه از دست میرود.
و باز بگویید: الله اکبر.
که آغازِ بیداری همین است؛
اینکه انسان بداند
هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست.
و پایانِ سخن آن است که:
لا اله الا الله.
یعنی دل را از غیر خالی کنید،
تا حق در آن طلوع کند.
یعنی از پراکندگی به وحدت بازگردید،
از غفلت به حضور،
از سنگینیِ خاک به سبکیِ معنا.
این است راه.
این است نجات.
این است آن زندگی که بازی نیست،
بلکه مقدمهٔ دیدار است.
اگر