چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵ - 2:31 - nali -
فوتونها رویاییاند؛
سبز و سرخ و آبی،
رقصکنان بر دامان جهان.
رازهای پنهان را
بیهیاهو میگشایند؛
قفل تاریکی را
با کلید روشنایی.
زمین را میآرایند
با هزار رنگِ شکوفه و آسمان،
بر گیسوی دلبران
رشتهای از طلا میبافند،
و در چشمها
آبیِ دریا،
سبزیِ بهار،
و سرخیِ شوق را مینشانند.
بینایی،
هدیهی سفرِ آنان است؛
و هر صبح،
از پنجرهی نور
جهان را دوباره متولد میکنند.
حتی نغمهها نیز
بیهمراهیِ نور،
در گوشِ جان
رنگی دیگر مییابند؛
گویی هستی،
سمفونیِ خاموشی است
که فوتونها
آن را به آوازِ زندگی بدل میکنند.
چه شگفتاند این مسافرانِ بیوزن؛
ذرههایی که
بارِ زیباییِ جهان را
بر دوش میکشند،
و هر لحظه
از دلِ خورشید
تا عمقِ نگاهِ انسان،
داستانِ روشنایی را
از نو روایت میکنند.