**عنوان: خروش یازده آذر**
بزن طبلِ نبرد، ای دلِ میدان
بخروش ای میدان، به نامِ ایران
یک صدا، یک فریاد در آسمان:
**ایران! ایران!**
درونِ میدان، کوهی بیدار
**باورِ سیصد و هفتاد و سه**، نگهبانِ دیار
اگر طوفان برسد، اگر رعد آید
دلش از هیچ هراسی نمیلرزد، نمیکاهد
بگو با هم، بلندتر از باران:
**ایران! ایران!**
چهار شعله در خطِّ دفاع
**نور** چون برق، روشن در دفاع
**قدیر** چو سنگ، استوار و بلند
**قادر** دلیر، سدِّ راهِ گزند
و **هرمزِ دو**، تند و رها در کناره
بخروش ای میدان دوباره:
**ایران! ایران!**
در قلبِ میدان، فرمانِ نبرد
با **فاتحِ سیصد و سیزده**، مردِ خرد
کنارش **ذوالفقار** چون آذرخش
و **دزفول** شعله در گردشِ رخش
بخوانید با هم در این کارزار:
**ایران! ایران!**
و آنگاه زمانِ یورش رسید
دلِ دشمن از این موج لرزید
از راست بتازد **حاج قاسم** چو باد
در قلبِ نبرد ایستاده **عماد**
و از چپ چو رعدی در آسمان
**خرمشهرِ چهار**، غرورِ این میدان
بکوبید زمین را با فریادِ جان:
**ایران! ایران!**
تا پیروزی پایان، تا فتحِ جهان
طنینِ میدانها یک نامِ جاودان:
**ایران! ایران!
ایران! ایران!**
:::