قسم به صبحِ روشنِ امید،
قسم به نمازِ صبحِ علی، که وقفِ رهایی بود.
قسم به آن دمی که کودکانِ میناب، چشم گشودند،
و نورِ زندگی را در نگاهِ معصومشان دیدند.
قسم به سفرهیِ پرمهرِ صبحانه،
که عطرِ عشق و مهربانی در آن پیچیده بود.
قسم به لباسهایِ نو، که بویِ طراوت میدادند،
و شوقِ آموختن در دلهاشان افروخته بود.
قسم به کولهپشتیها، که پر بودند از دانش،
از کتابهایی که دریچهیِ جهانی دیگر بودند.
قسم به برنامهیِ صبحگاهیِ مدرسه،
که همهمه و خندههایشان، آوازِ زندگی بود.
قسم به زمینِ دبستانِ میناب،
که شاهدِ رویشِ غنچههایِ امید بود.
قسم به معلمانش، که با عشق، بذرهایِ دانایی میکاشتند،
و در دلِ این کودکان، آرزوهایِ بزرگ میپروراندند.
اینها همه گواه و شاهدند... بر مظلومیت و پاکیشان.
یادشان جاودانه و راهشان پر رهرو باد.