حتماً! این هم مثنویای در مورد تشبیه زن فرزانه به بلبل:
---
## 🦉🎶👩🦰 مثنوی زن فرزانه: بلبلِ دانایی
در شهری، که بود، پر از دانش و هنر،
زنی بود، فرزانه، چون ماه، زِ خوشگوهر.
نه در پیِ زر، نه جاه، نه اسبابِ دنیا،
فقط، پیِ دانایی، پیِ علم، پیِ هدا.
عقلش، چون آینه، صاف، بیهیچ غبار،
زبانش، چون شهد، شیرین، دلنشین، بیشمار.
با هر که سخن، گفت، گویی، دری، گشود،
حکمت، زِ لبش، جاری، چون آب، بی کم و دود.
روزی، زنی، پرسید، زِ او، با شگفتی،
"ای بانویِ فرزانه، رازِ تو چیست؟ اینچنین، کی؟"
"چگونه، چنین دانا، چنین، خوشبیان،"
"که هر کس، شنید، زِ تو، شد، دلش، شادمان؟"
زن، لبخندی، زد، نگاهش، پر زِ نور،
گفت: "من، خویشتن را، تشبیه، کنم، به بلبلِ زُور."
"چون بلبل، که آوازش، دلها، میرباید،"
"من نیز، از دانش، سخن، میگویم، که جان، بخشد، دلها را، در آن، شاد آید."
### **زن فرزانه:**
"بلبل، چه زیبا، میخواند، زِ عشق، زِ باغ،"
"من نیز، از علم، سخن، میگویم، زِ راهِ فراغ."
"آوازِ بلبل، طنین، اندازد، در دشت و دمن،"
"علمِ من، نیز، روشنایی، بخشد، به دلِ هر کس، زِ این و آن."
"بلبل، دانههایش، را، با عشق، میچیند،"
"من نیز، حقایق، را، زِ هر جا، مییابم، میبینم."
"و چون، بلبل، آن دانه، را، زَهر، نمیکند،"
"دانشِ من، نیز، جز خیر، برایِ کس، نمیکند."
"بلبل، در قفس، هم، آواز، میخواند،"
"من، نیز، در هر حال، حکمت، زِ لب، برانم، میرانم."
"حتی، اگر، سختی، آید، به روزگارم،"
"با دانش، راهِ خود، بیابم، و نگردم، بیکاروم."
"پس، بنگر، ای دوست، که چون بلبلِ شیدا،"
"دانش، سلاحِ من است، سخن، راهِ من، در این دنیا."
"به آوازِ دانش، دلها، را، شاد میکنم،"
"و راهِ درست، به هر جوینده، نشان، میدهم، و یاد میکنم."
زن، سخن، گفت، و بلبل، از باغ، جوابش داد،
گویی، درک میکرد، حدیثِ آن بانویِ آزاد.
و شنونده، فهمید، که دانایی، چیست،
آوازی، چون بلبل، که هرگز، خاموش، نیست.
---
این مثنوی، زن فرزانهای را توصیف میکند که با استفاده از تشبیه بلبل، حکمت و دانش خود را که موجب شادی و هدایت دیگران میشود، بیان میکند.