چقدر زیبا! این هم مثنوی "اذان صبح از زبان پرندگان":
---
## 🌅🕊️✨ مثنوی صبحِ پرندگان: اذانِ طبیعت
هنگامِ سحر، که شب، به آخر، میرسید،
و نورِ سپیده، بر افلاک، میدمید.
زمین، خفته، اما، آسمان، بیدار،
و پرندگان، خُرد، آماده، آواز، بیشمار.
نه مؤذنی، با صدا، نه ناق و نه طبل،
که هر پرندهای، بود، در دلِ خود، مُسلّم.
که وقتِ راز و نیاز، وقتِ شکفتن است،
و اذانِ صبحِ طبیعت، با آواشان، گفتن است.
### **بلبل (با صدایی گرم و دلنشین):**
"آی، آدمیان، برخیزید، زِ خوابِ ناز،"
"که روزِ نو، آغاز شد، با نورِ دلافروزِ راز."
"خدا، را، یاد کنید، به هر، نفس، در این دم،"
"که او،ست، خالقِ ما، و او،ست، ربِّ اعظم."
### **قناری (با نغمهای شاد و پرطنین):**
"سبحانَ الله، اللهُ اکبر، ای، یاران،"
"ببینید، زیباییِ روز، چقدر، است، عیان."
"هر غنچه، شکفته، هر برگ، تر، تازه،"
"نشانِ قدرتِ اوست، در این، جهان، بس، سزنده."
### **طوطی (با تقلیدی خوشآهنگ و گویا):**
"الله، الله، الله، ای، خالقِ هستی،"
"ما، بندگانِ ماییم، تو، ربِّ ما، تو، هستی."
"این، صوتِ دلکش، از ما، هدیهای، به درگاه،"
"بپذیر، از ما، این، زمزمهٔ پاک، ای، الله."
### **مرغِ مینا (با صدایی رساتر و پرشور):**
"یا حی، یا قیوم، ای، باقیِ بیزوال،"
"صبحِ نو، را، برسان، به ما، با لطف و وصال."
"روشنایی، بده، به دلها، غم، بزدای،"
"و در پناهِ خود، گیر، همه را، ای، خدای."
### **کلاغ (با صدایی بم و پرابهت):**
"حتی، من، که شاید، زشت، آوا، باشم،"
"خدا را، یاد کنم، هر لحظه، هر جا، باشم."
"که او،ست، رحمان، رحیم، او،ست، غفور،"
"پس، دعا، کنیم، همه، درگاهش، پر نور."
اینچنین، پرندگان، هر یک، به زبانِ خویش،
اذانِ صبح، سر دادند، در این، عالمِ پر کیش.
دعوتی، به بیداری، به نیایش، به یادِ خدا،
از دلِ طبیعت، برخاست، این، آوایِ آشنا.
---
این مثنوی، اذان صبح را از زبان پرندگان مختلف توصیف میکند که هر کدام با آوا و سبک خود، به ستایش خالق و دعوت به نماز و یاد خدا میپردازند و زیبایی طبیعت را با این اذان صبحگاهی همراه میکنند.