### گنجینهی مور، در سفرهی خاک
زِ آشِ آفاق، او میخورد، همهچیزخوار
شهدِ گل، عسلک، همه در کار
از آن شیرینیِ شهد، روان گردد
همچو جرعه، زِ جانِ او، شود شاد
از عسلک، آن شیرهیِ شیرین
میکند تغذیه، جانش شود دین
حشرهای کوچک، چو شد شکار
میشود مهمانِ او، بیدریغ، بیعار
آن شکر، آن مادهیِ شیرین
میکند او را دمی، خوشبین
شب که آید، یا که پنهان زِ چشم
جستجو کند، در پیِ خوراکِ خشم
گر بیابد سفرهیِ انسان
میکشد آن را به لانه، شادمان
مادهیِ شیرین، به کامش خوش
پروتئینِ جانوری، همچون پوش
میبرد با خود به لانه، غذا
تا که سیر گردند، اهلِ ولا
با نشانِ عطر، آن فرمونِ ناب
میدهد راه، تا رسد به جواب
همچو یاران، در انتقالِ بار
میکنند همکاری، بیشمار
میدهند تقسیم، در جمعِ خویش
تا بماند خانه، از فقر، هیچ
انرژی را ذخیره، در دلِ خاک
تا بماند نسل، زِ گزندِ هلاک
دورِ آن درختی، که هست، پناه
میکند بهره، زِ شهد و گیاه
برگ و شیرهیِ آن، زِ گلزار
میکند تغذیه، روز و شب، بسیار
گاهِ مردار، گر که بیند پیش
میکند مهمان، نه ترسد هیچ
از پراکندهخواری، او کیش
اوست استاد، به جمعِ خویش
گر بیابد مورِ دیگر، در کنار
میکند رقابت، سخت و ناگوار
شیرهیِ جانِ گیاه، آن شهدِ ناب
میدهد قوت، به او، در هر باب
این شعر را با توجه به تنوع غذایی مورچهها سرودم. اگر مایلید، میتوانیم این شعر را در یکی از این سه جهت بسط دهیم:
1. **تأکید بیشتر بر جنبههای رقابت و همکاری در تغذیه.**
2. **توصیف دقیقتر منابع غذایی مختلف** (مثلاً انواع گیاهان یا حشرات).
3. **بازنویسی با لحنی سادهتر برای کودکان** با تمرکز بر غذاهایی که مورچهها دوست دارند.
کدام گزینه را ترجیح میدهید؟