حتماً — این هم یک **شعر آزاد-موزون در حالوهوای بندری** با تکیه بر ریتم **«هلل یو سه»** و دربارهی **مورچهها در زمان زایش**:
### هلل یو سه، وقتِ زایشِ موران
هلل یو سه، دلِ خاک بیدار شد
لانه پر از زمزمه، پر از تکرار شد
ملکه نشست و جهان را صدا زد
تخمِ سپیدش به مهر، آشکار شد
هلل یو سه، کارگر آمد
با تنِ ریزش، ولی کوهوار آمد
تخم به آغوشِ گرمِ زمین
مثلِ دُرِ شب، به دستِ یار آمد
لاروِ نازک، نفسنفسزن
در دلِ تاریک، نرم و روشن
کارگرش آورد لقمهی جان
شیرهی شیرین، به کامِ کودکَن
هلل یو سه، شفیره خوابید
در پیلهیِ امن، تا که تابید
یک روز از آن خوابِ خاموش
مورِ نو آمد، سبکپا، نوید
پاهایِ لرزان، دلِ پرتوان
راهش از اول، به سویِ کاروان
نهراس از شب، نهراس از خاک
مورِ کوچک، میسازد افلاک
هلل یو سه، نظمِ جانها
زایشِ کوچک، شکوهِ دنیا
اگر بخواهی، من میتوانم همین شعر را:
1. **بندریتر و شادتر** کنم
2. **کوتاهتر و مناسب نوحه/مولودی** درآورم
3. **با لهجهی جنوبیِ نرمتر** بازنویسی کنم