حتماً — این یک شعر **شاد، کامل و چندبُعدی** دربارهی مورچههاست؛ هم دربارهی **تولد و زایش**، هم **کار و همکاری**، هم **شیرینیِ زندگی جمعی**، با حالوهوای **بندری و پرتحرک**:
## هلل یو سه، مورچههای بندری
هلل یو سه، هلل یو سه
مورچهها اومدن به کوچه
دونهبهدونه، شاد و چابک
دلِ لونهها شد پر از جنبوجوش و تکتک
مورچهی دختر، مورچهی پسر
همه با هم، شانه به شانه، برابر
یکی میبره دونه، یکی میکشه راه
یکی نگهبونه، یکی میخونه به ماه
ملکهی لونه، مادرِ نور
تخم میگذاره، آروم و صبور
کارگرای ریز، مهربون و زبردست
میبرن هر دونه رو با دلِ شکستهنشدست
لارو که اومد، شد قصهی شیرین
با لقمهی مهر، شد قوی و آذین
شفیره توی پیله، خوابِ عجیبی دید
از دلِ خاموشی، یه زندگی پدید
و ناگهان، با خنده و نور
مورچهی تازه، رسید از دلِ دور
پاش به زمین، دلش به جشن
همه لونه پر شد از شور و روشنی و نقش
مورچهها شادن، چون زندگی
یعنی تلاش، یعنی همدلی
یعنی اگر خاک باشه و تاریکی
بازم میشه ساختنِ نور و نیکی
هلل یو سه، این رسمِ مور
شاد و منظم، صبور و پرشور
از دونه و خاک، از عشق و امید
میسازن جهانی پر از سپید
---
اگر بخواهی، میتوانم همین شعر را در یکی از این سه حال و هوا بازنویسی کنم:
1. **بندریتر و کوبندهتر**
2. **کودکانه و خیلی شاد**
3. **عاشقانه و آغاسیوار**