این قصیدهای است در قالب مناظره (سوال و جواب) میان یک کودک کنجکاو و گلِ «شاهپسند» در فضای آرام یک گلخانه. در این شعر سعی شده روحیه پرسشگر کودک و ویژگیهای ظاهری و گیاهشناسی گل شاهپسند (مثل رنگهای متغیر و خوشهای بودن) به تصویر کشیده شود.
***
**مناظرهی نوگل و شاهپسند**
سحرگه در میانِ گلشنِ محصور و شیشهای
برفت آن کودکِ دانا به سویِ فکر و پیشهای
به گلخانه قدم بنهاد و چشمش شد پر از حیرت
بدید آن چترِ رنگین را، جدا از هر چه ریشهای
بشد نزدیکِ آن گل که لقب «شاهپسند»ش بود
گشود آنگه زبان را، زد به دانایی تیشهای:
**کودک:**
«بگو ای گل که نامت چون نگین بر تارکِ باغ است
چرا هر خوشهات در خود، هزاران رنگ و داغ است؟»
«چرا یکجا گلی زرد و کنارش سرخ و نارنجیست؟
مگر در سینهٔ تنگت، هزاران بزم و باغ است؟»
**گل شاهپسند:**
«بخندید و بگفت ای طفلِ شیرینکار و دانشمند
که هر رنگم نشانی از بهار و عهد و میثاق است»
«چو نوزادم، لباسم زرد و روشن چون رخِ خورشید
چو پیرم گشت رنگم سرخ، کاین آیینِ آفاق است»
**کودک:**
«چرا برگت زبری دارد و دندانه در حاشیه؟
چرا بویت چنین تند و غریب و تلخمصداق است؟»
**گل شاهپسند:**
«بگفت ای نازنین، این جامهٔ رزمیست بر تن را
که تا ایمن بمانم زآنچه بر من سدِّ ارزاق است»
«زبری مانعِ دستِ درازِ هرزهگردان است
و بویم دورباشی بر گزندِ خیلِ سُرّاق است»
**کودک:**
«چرا قدّت نمیگردد بلند و سرکِش و والا؟
چرا چسبیدهای بر خاک و اینت رسمِ اخلاق است؟»
**گل شاهپسند:**
«بگفت آرام و با خنده: تواضع پیشه کن کودک
که پاداشِ فروتنی، همیشه شهد و اشراق است»
«من آن شاهپسندم که پسندِ طبعِ شاهانم
ولی با خاکِ پایِ مردمانم میل و ارفاق است»
**کودک:**
«سوالِ آخرم این است ای گلبرگِ جادویی
چرا عمرت چنین طولانی و در حُسن، انفاق است؟»
**گل شاهپسند:**
«جوابش را چنین بشنو: که تا خورشید میتابد
مرا با نور و گرمایش، مداوم عهد و اطباق است»
«بمان در گلشنِ هستی و هر دم پرسشی برکش
که علم و دانش و پرسش، برای روح، تِرياق است»
***
### نکاتی درباره این قصیده:
۱. **تغییر رنگ:** گلهای شاهپسند (Lantana) با گذشت زمان تغییر رنگ میدهند (مثلاً از زرد به نارنجی و قرمز)، که در متن به آن اشاره شد.
۲. **بافت گیاه:** برگهای شاهپسند زبر و دندانهدار هستند و عطر خاص و تندی دارند که از گیاه در برابر حشرات و حیوانات محافظت میکند.
۳. **نمادپردازی:** در این شعر، گل شاهپسند نمادی از تواضع (رشد بوتهای نزدیک به زمین) و خردِ ناشی از تجربه در نظر گرفته شده است.