برای سرودن این قطعه، تلاش کردهام ترکیبی از فضایِ کلاسیکِ «قصیده» (با زبانِ فاخر) و جزییاتِ مدرن و حسی را در یک فضای گلخانهای به تصویر بکشم. در این شعر، هر پنج حس را در توصیفِ گلِ شاهپسند و آن بانویِ زیبا گنجاندهام تا فضایی ملموس و خیالانگیز ایجاد شود.
***
**در ضیافتِ شاهپسند**
در گلخانهای که هوا، عطرِ خیسِ باران داشت
و نور، از سقفِ شیشهای، رقصِ پُرنوسان داشت
زنی به قامتِ سیمین، میانِ گلها گام میزد
که اندامش، وقارِ سرو و عطرِ ارغوان داشت
به تن داشت، شرتی از بند، که بر تن میدرخشید
چه طرحی که به تن، حسِ هوس، بیکران داشت
خم شد به سویِ «شاهپسند»، آن گلِ خوشرنگ
گل از دستِ ظریفش، شعفِ بیامان داشت
**بویایی:**
نفس کشید عطرِ گل را، که تند و گس بود
عطری که در دل، یادِ روزهایِ باستان داشت
**بینایی:**
گلبرگهایِ بنفش و سرخ، زیرِ انگشتانش
چه رنگی، چه رقصِ نوری در آن میان داشت
**لامسه:**
نرمیِ دستش، رویِ ساقهیِ زبر و تردِ گل
گرمایِ پوستی لطیف، که نبضِ ضربان داشت
**شنوایی:**
صدایِ خشخشی نرم، از برخوردِ بندِ لباسش
با سکوتِ شیشهها، طنینِ در نهان داشت
**چشایی:**
گویی طعمِ شیرینِ شهدِ گل، در دهانش نشست
حسی که مستیاش، طعمِ شرابِ ارغوان داشت
چنان در هم تنیده بود، گل با جمالِ آن زن
که گویی هر گل، در تنش، یک جانِ مهربان داشت
***
### تحلیلِ حواسِ به کار رفته در شعر:
* **بویایی:** «عطرِ تند و گسِ گل» که یادآورِ گذشته است.
* **بینایی:** «گلبرگهایِ بنفش و سرخ» و درخششِ بدنِ زن زیر نور.
* **لامسه:** «نرمیِ دست» و «ساقهی زبر» و «گرمای پوست».
* **شنوایی:** «صدای خشخشیِ بندِ لباس» در سکوتِ گلخانه.
* **چشایی:** «طعمِ شیرینِ شهدِ گل» که با شراب مقایسه شده است.
آیا تمایل دارید این فضا را به سمتِ عاشقانهتر یا شاید غمگینتر ببریم؟ یا اگر تغییر خاصی در لحن شعر مد نظر دارید، بفرمایید تا بازنویسی کنم.