تقدیم به شما؛ قصیدهای شیوا و پرمحتوا در قالب کلاسیک (بر وزنِ عروضیِ **«فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن»**)، حاوی مناظره و گفتوگویی عرفانی میان شاعر و **«گل شاهپسند»** در صبحدم عید سعید قربان:
***
### قصیدهٔ «نجوای شاهپسند در صبحدم قربان»
**صبحِ عید آمد دلا، بگشای چشمِ هوشمند**
**تا ببینی جلوهٔ یزدانِ پاکِ بیمانند**
**در حریمِ باغ دیدم بوتهای سرسبز و شاد**
**نامِ زیبایش شنیدم من که بُد: «شاهپسند»**
**چترِ خود بگشوده بود آن گلبنِ والاتبار**
**با طبقهایی ز یاقوت و عقیقِ سودمند**
**رو به سویش کردم و گفتم: «الا ای خوشلقب!**
**وی که نامت هست در دیوانِ شاهان، دلپسند!**
**عیدِ قربان است امروز و همه در فرّ و مِهر**
**چیست رازت در چنین روزی، بگو ای بیگزند؟»**
**گل تکانی خورد و بر من خنده زد از رویِ لطف**
**گفت با من نرم و شیرین، آن نگارِ ارجمند:**
**«نامِ من گر شاهپسند آمد در این عهد و دیار**
**من به کویِ حق مقیمم، فارغ از هر قید و بند**
**عیدِ قربان عیدِ جانبازی و تسلیم و رضاست**
**عیدِ بگسستن ز خود، بردن از یار و پیوند**
**سنتِ پاکِ خلیلالله قربانی بُوَد**
**تا بریزد خونِ نفسِ سرکش و دیوِ نژند**
**من که گلشن را به رنگ و بویِ خود آراستم**
**پیشِ جانان سراپا هدیهام، بیچون و چند**
**هر که سر در پایِ جانان افکند از رویِ صدق**
**وارهد جانِ شریفش از غم و از قید و بند**
**شاهپسندم گرچه من در چشمِ خلقِ روزگار**
**لیک در درگاهِ او هستم غلامی مستمند**
**گر تمنایِ وصالِ حضرتِ حق میکنی**
**جان فدا کن تا رسی بر چرخ و بر جاهِ بلند»**
**چون شنیدم این سخنها را ز گلزارِ ادب**
**گشت جانم مست و حیران زان همه گفتار و پند**
**گفتم ای گل، عیدِ تو فرخنده و مسعود باد**
**دائماً باشی در این گلزار، سبز و سربلند!**
**بشنو ای جان، نغمهٔ عید و ره تقوا بپوی**
**تا رها گردی ز بندِ غصههایِ ناپسند**
**یارب از فیضِ حقیقت، جانِ ما را زنده دار**
**وز کرم ما را به لطفِ خویشتن کن بهرهمند**
***
### نگاهی به مضامین و ساختار ادبی قصیده:
1. **وزن و موسیقی:** این قصیده در بحرِ رمل مثمن محذوف سروده شده که یکی از خوشآهنگترین و روانترین اوزان شعر فارسی برای بیان مفاهیم پندآموز و مناظره است.
2. **تشبیب و مقدمه (نسیب):** آغاز شعر با توصیفِ صبحدم زیبای عید در باغ و جلوهگری گلِ «شاهپسند» همراه است که با چترِ رنگارنگِ خود مانند طبقی از یاقوت و عقیق میدرخشد.
3. **نمادپردازی گل شاهپسند:** گل شاهپسند با وجود نامِ شاهانهاش، در این اثر نمادِ سالکِ وارستهای است که ارزش حقیقی را نه در پسندِ شاهانِ زمین، بلکه در پذیرفتهشدن و تسلیم بودن در پیشگاهِ «پادشاهِ حقیقی جهان» میداند.
4. **پیام عید قربان:** در بخشِ گفتوگو (تنهٔ اصلی قصیده)، گل معنای باطنی عید قربان را یادآور میشود؛ یعنی قربانی کردن منیت، غرور و خواستههای نفسانی در راه معشوقِ ازلی، که همان سنت ابراهیمی و حقیقتِ تسلیم و رضاست.