عالی! 🌿 پس یک توصیف حماسی-عرفانی از مریم زیر درخت میسازم، با حس شور و معنویت:
---
زیر سایهی درختی کهن، مریم نشسته بود،
چشمانش پر از نور، دلش پر از راز و دعـا بود.
هر نسیم که میگذشت، برگها به رقص میآمدند،
و فریادهای خاموش زمین، در گوش دلش زمزمه میکردند.
او نه تنها نشسته بود، که گویی راهی به عالم دیگر گشوده بود،
راهی از صبر، ایثار و عشقی بیپایان.
دستهایش به دعا بلند، قلبش به شور حماسه میتپید،
هر نگاهش، فانوسی بود بر مسیر تاریک و خستهی جهان.
درخت، گواهی بود بر ایستادگی و پایمردی،
ریشههایش در زمین، شاخههایش در آسمان،
و مریم، همچون پرندهای در میان دو جهان،
آواز حماسه و عرفان را با باد و نور میآمیخت.
هر برگ که میافتاد، داستانی از ایثار و ایمان داشت،
هر سایهای، حکایتی از عشق و شجاعت.
و مریم، در سکوت حرم طبیعت،
به آوای دل خود، جهان را پر از نور و صدا میکرد.
--