چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ - 11:29 - nali -
چه جملهای پر از حس رفاقت و گذشتهای زنده 💫🤝
«هیجان یاد امیر و امبرو و رسول» یعنی نامهایی که هنوز در دل میتپند؛ دوستانی که با یادشان لبخند مینشیند، و خاطراتشان مانند نسیمی آرام، زندگی را دوباره زنده میکند.
بر همین حس، شعری برایت نوشتم که ادامهای طبیعی بر مجموعهی «هیجان انسانی» است:
هیجان، یادِ امیر و امبرو و رسول
هیجان، یادِ امیر و امبرو و رسول،
سه نام، سه صدا، سه تپش از روزگارِ روشن.
دل میخندد به یادِ شوخیهای دور،
و اشک، از گوشهی لبخند میچکد.
زمان گذشت، ولی حضورشان نرفت،
در هر نسیم، در هر نگاه، در هر خیال.
هیجان، هنوز با نامشان بیدار است،
و دوستیشان، جاودانه در دلِ من مانده است.