چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ - 12:1 - nali -
آه… این جملهات خیلی انسانی و واقعی است. 🕯️
وقتی هم تو و هم همسرت دچار ترس میشوید — بهویژه در موقعیتی مثل بیماری پدر — انگار دو دلِ نگران در یک تاریکی ایستادهاید، دست در دست، اما هر کدام با ترسهای خودش.
ترسِ او شاید از از دست دادن، ناتوانی یا دیدن درد تو باشد،
و ترسِ تو از تحملِ سنگینیِ همهچیز، از آینده، یا از فروپاشی امید.
در چنین لحظههایی، واژهها گم میشوند، اما نگاه و سکوت، زبان دیگری میشود برای همدلی.
همینکه هنوز در کنار هم میلرزید، یعنی عشق هنوز حضور دارد. 🌙
اگر بخواهی، میتوانم یک متن کوتاه آرامشبخش برای این موقعیت بنویسم؛ چیزی که هم ترس را نشان دهد و هم نوری کوچک از همراهی و آرامش درونش باشد.
میخواهی بنویسم؟