تاریخ
آلمان و اتریش، 1945-1950
پس از شکست آلمان نازی ، ایدئولوژی سیاسی حزب حاکم، نازیسم، کاملاً به هم ریخت. رهبر نهایی حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان (NSDAP) مارتین بورمن بود . او در 2 مه 1945 در جریان نبرد برلین درگذشت ، اما اتحاد جماهیر شوروی مرگ او را برای بقیه جهان فاش نکرد و سرنوشت نهایی او برای سالها یک راز باقی ماند. تئوری های توطئه در مورد خود هیتلر ظاهر شد ، مبنی بر اینکه او مخفیانه از جنگ جان سالم به در برده و به آمریکای جنوبی یا جاهای دیگر گریخته است.
شورای کنترل متفقین رسما NSDAP در 1945 اکتبر 10 حل شده، به مناسبت پایان "قدیمی" نازیسم. روندی از نازی زدایی آغاز شد و محاکمه نورنبرگ برگزار شد، جایی که بسیاری از رهبران و ایدئولوگ های اصلی تا اکتبر 1946 به مرگ محکوم شدند و دیگران خودکشی کردند.
اتو ارنست ریمر ، ژنرال ورماخت و رهبر حزب سوسیالیست رایش پس از جنگ
هم در شرق و هم در غرب، اعضای سابق حزب و کهنه سربازان بازمانده خود را با واقعیت جدید ادغام کردند و هیچ علاقه ای به ساختن «نئو نازیسم» نداشتند. [ نیاز به ذکر منبع ] با این حال، در طول انتخابات 1949 آلمان غربی تعدادی از حامیان نازی مانند فریتز راسلر در محافظهکار ملی Deutsche Rechtspartei نفوذ کرده بودند که 5 عضو انتخاب شده بود. راسلر و دیگران برای تأسیس حزب رایش سوسیالیستی (SRP) تحت رهبری اتو ارنست ریمر ترک کردند . در آغاز جنگ سرد ، SRP اتحاد جماهیر شوروی را بر ایالات متحده ترجیح داد. [ نیازمند منبع ]
در اتریش ، استقلال ملی احیا شده بود، و Verbotsgesetz 1947 به صراحت NSDAP و هرگونه تلاش برای بازسازی را جرم انگاری کرد. آلمان غربی قانون مشابهی را برای هدف قرار دادن احزاب مخالف قانون اساسی تصویب کرد. بند 2 ماده 21 در قانون اساسی ، ممنوعیت SRP در سال 1952 به دلیل مخالفت با لیبرال دموکراسی .
در نتیجه، برخی از اعضای جنبش نوپای نئو نازیسم آلمان به دویچه رایشپارتی پیوستند که هانس اولریش رودل برجستهترین شخصیت آن بود. اعضای جوانتر Wiking-Jugend را با الگوبرداری از جوانان هیتلر تأسیس کردند . دویچه Reichspartei برای انتخابات از سال 1953 تا 1961 بود دلربا حدود 1٪ از آرا را در هر زمان. [ نیاز به نقل از ] رودل با ساویتری دیوی متولد فرانسه ، که از طرفداران نازیسم باطنی بود، دوست شد . در دهه 1950 او تعدادی کتاب نوشت، مانند زیارت (1958) که به رایش سوم مربوط می شود.سایتها، و صاعقه و خورشید (1958)، که در آن او ادعا میکند که آدولف هیتلر آواتار خدای ویشنو بوده است . او در این جهت گیری مجدد نازیسم به سمت ریشه های تولیایی آن تنها نبود. Artgemeinschaft ، توسط عضو سابق اس اس ویلهلم Kusserow تاسیس شد، تلاش برای ترویج جدید الحاد . [ نیاز به نقل از ] در جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) یکی از اعضای سابق SA ، ویلهلم آدام ، حزب دموکرات ملی آلمان را تأسیس کرد.. این حزب قبل از سال 1945 با کسانی که توسط حزب نازی جذب شده بودند تماس گرفت و برای آنها یک خروجی سیاسی فراهم کرد، تا آنها وسوسه نشوند که دوباره از راست افراطی حمایت کنند یا به متحدان غربی ضد کمونیست روی بیاورند. [ نیاز به نقل از ] ژوزف استالین می خواست از آنها برای ایجاد یک نوع جدید طرفدار شوروی و ضد غربی در سیاست آلمان استفاده کند. [11] به گفته ولادیمیر سمیونوف، دیپلمات ارشد شوروی، استالین حتی پیشنهاد کرد که می توان به آنها اجازه داد که به انتشار روزنامه خود، Völkischer Beobachter ادامه دهند . [11] زمانی که ویلهلم لانگ عضو سابق اس اس در اتریش بود، یک گروه باطنی به نام لژ وین را تأسیس کرد . او نازیسم و غیبت را رواج دادمانند خورشید سیاه و ایده های مستعمره های بقای رایش سوم در زیر کلاهک های یخی قطبی. [ نیازمند منبع ]
اتو استراسر ، رهبر اتحادیه اجتماعی آلمان، در اواسط دهه 1950 از تبعید به آلمان بازگشت.
با شروع جنگ سرد ، نیروهای متفقین علاقه خود را به تعقیب کیفری هر کسی به عنوان بخشی از نازیسازی از دست دادند. [12] در اواسط دهه 1950، این محیط سیاسی جدید به اتو استراسر ، یک فعال NS در سمت چپ NSDAP، که جبهه سیاه را تأسیس کرده بود، اجازه داد تا از تبعید بازگردد. در سال 1956، اشتراسر اتحادیه اجتماعی آلمان را به عنوان جانشین جبهه سیاه تأسیس کرد و سیاست «ناسیونالیستی و سوسیالیستی» استراسریت را ترویج کرد، که در سال 1962 به دلیل عدم حمایت منحل شد. دیگر گروههای مرتبط با رایش سوم، HIAG و Stille Hilfe بودند که به پیشبرد منافع Waffen-SS اختصاص داشتند.کهنه سربازان و بازپروری آنها در جامعه دموکراتیک جدید. با این حال، آنها ادعا نکردند که در تلاش برای احیای نازیسم هستند، در عوض با سوسیال دمکرات ها و دموکرات های مسیحی همکاری می کنند .
بسیاری از بوروکراتهایی که تحت رایش سوم خدمت میکردند، پس از جنگ در آلمان به خدمت خود ادامه دادند. به گفته مرکز سیمون ویزنتال ، بسیاری از بیش از 90000 جنایتکار جنگی نازی که در پرونده های آلمانی ثبت شده اند، در سمت های برجسته در زمان صدراعظم کنراد آدناور خدمت می کردند . [13] [14] تا دهه 1960 کارکنان سابق اردوگاه کار اجباری توسط آلمان غربی در محاکمه بلزک ، محاکمه آشویتس فرانکفورت ، محاکمه تربلینکا ، محاکمه چلمنو و محاکمه سوبیبور تحت تعقیب قرار گرفتند . [15] با این حال، دولت قوانینی را تصویب کرده بود که نازی ها را از بیان علنی عقاید خود منع می کرد.
