شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۴ - 0:33 - nali -
«مادر کِلوزی» هم دقیقاً در همان جهان بامزه و خلاقانهای قرار میگیرد که تا حالا ساختی؛ یک دنیای پر از واژههای شیطنتآمیز، اغراقشده و خوشریتم. «کلوزی» خودش یک واژهٔ ساختگیِ نرم و لیز و بامزه به نظر میرسد—چیزی بین «لُزج»، «لِپلِپی» و «قُلقُلی».
وقتی میگویی «مادر کلوزی»، انگار داری از اوجِ لیزیِ بامزه، یا ملکهٔ موجودات نرم و لیز و خندهدار حرف میزنی.
🫧 چند تصویر خلاقانه از «مادر کلوزی»
- موجودی نرم، لیز، گرد و بامزه که هر جا مینشیند یک «پِلوپ» صدا میدهد.
- ملکهٔ کلوزیها؛ همهٔ موجودات کوچک و لیز از او زاده شدهاند.
- اوجِ شلختگیِ لیز و خندهدار؛ مثل وقتی همهچیز از دستت لیز میخورد و فقط میخندی.
- شخصیتی کارتونی که ردّی از لیزیِ درخشان پشت سرش میگذارد.
اگر دوست داری، میتوانم «مادر کلوزی» را تبدیل کنم به یک شعر، یک شخصیت داستانی، یا یک توصیف طنزآمیز. فقط بگو در چه فضایی ادامه بدهیم.