از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
انتخاب همسر در جفت گیری لکی بسیار مشهود است . در اینجا، باقرقره سیاه مردان در یک جمع آوری باتلاق و زنان پس از آن وارد و رعایت مرد قبل از انتخاب یک.
انتخاب همسر یکی از مکانیسم های اصلی است که تحت آن تکامل می تواند رخ دهد. این ویژگی با "پاسخ گزینشی حیوانات به محرک های خاص" مشخص می شود که می تواند به عنوان رفتار مشاهده شود. [1] به عبارت دیگر ، قبل از اینکه یک حیوان با یک جفت بالقوه درگیر شود ، ابتدا جنبه های مختلف آن جفت را که نشان دهنده کیفیت است - مانند منابع یا فنوتیپ هایی که دارند - ارزیابی می کنند و این ویژگی یا ویژگی های خاص را ارزیابی می کنند. به نحوی برای آنها مفید است سپس ارزیابی به نوعی پاسخ خواهد داد. [1]
این مکانیسم ها بخشی از تغییرات تکاملی هستند زیرا به گونه ای عمل می کنند که باعث می شود ویژگی های مورد نظر در همسر بیشتر در طول زمان به هر نسلی منتقل شود. به عنوان مثال ، اگر طاووس های ماده به جفت هایی که دارای پرهای رنگارنگ هستند تمایل داشته باشند ، این ویژگی به مرور زمان افزایش می یابد زیرا طاووس های نر با پرهای رنگارنگ موفقیت باروری بیشتری خواهند داشت . [2] با بررسی بیشتر این مفهوم ، مشخص شد که در واقع ویژگی خاص رنگ آبی و سبز در نزدیکی نقطه چشم است که به نظر می رسد احتمال جفت گیری زنان با یک طاووس خاص را افزایش می دهد. [3]
انتخاب همسر یکی از دو جزء انتخاب جنسی است و دیگری انتخاب درون جنسیتی. ایده های مربوط به انتخاب جنسی برای اولین بار در سال 1871 توسط چارلز داروین مطرح شد ، سپس توسط رونالد فیشر در سال 1915 گسترش یافت . در حال حاضر ، پنج مکانیسم فرعی وجود دارد که توضیح می دهد چگونه انتخاب همسر در طول زمان تکامل یافته است. اینها مزایای فنوتیپی مستقیم ، سوگیری حسی ، فرضیه فرار ماهیگیران ، ویژگی های شاخص و سازگاری ژنتیکی هستند .
در اکثر سیستم هایی که انتخاب همسر وجود دارد ، یکی از جنس ها تمایل به رقابت با اعضای همجنس خود دارد [4] و جنس دیگر انتخابی است (به این معنی که هنگام انتخاب افراد برای جفت گیری انتخابی هستند). منفعت مستقیم و غیرمستقیم بودن فرد انتخابی وجود دارد. [5] [6] [7] در اکثر گونه ها ، ماده ها جنس انتخابی هستند که بین مردان رقابتی تبعیض قائل می شوند ، [4] اما چندین مثال از نقش های معکوس وجود دارد (به پایین مراجعه کنید). ترجیح داده می شود که یک فرد سازگار با یک گونه را انتخاب کند تا بتواند موفقیت تولید مثل را حفظ کند. [8] عوامل دیگری که می توانند بر انتخاب همسر تأثیر بگذارند عبارتند از استرس بیماری زا ومجتمع سازگاری بافتی اصلی (MHC).
فهرست
- 1ریشه ها و تاریخ
- 2مزایای مستقیم و غیر مستقیم
- 3مکانیسم ها
- 4تغییر نقش جنسی در حیوانات
- 5تخصص
- 6انتخاب همسر در انسان
- 7استرس انگل بر انتخاب همسر
- 8انتخاب همسر مرتبط با MHC
- 9انتخاب همسر برای ویژگی های شناختی
- 10همچنین ببینید
- 11منابع
- 12لینک های خارجی
منشا و تاریخ [ ویرایش ]
رونالد فیشر در سال 1913
دم طاووس در حال پرواز ، نمونه کلاسیک فراری ماهیگیر
چارلز داروین برای اولین بار ایده های خود را در مورد انتخاب جنسیت و انتخاب همسر در کتاب "هبوط انسان" و "انتخاب در رابطه با جنس" در 1871 بیان کرد. او از تزئینات مفصلی که نر برخی از گونه ها دارند گیج شده بود ، زیرا چنین ویژگی هایی به نظر مضر می رسید. برای زنده ماندن و عواقب منفی برای موفقیت باروری. داروین دو توضیح برای وجود چنین ویژگی هایی ارائه داد: این ویژگی ها در نبرد مردان و مردان مفید هستند یا زنان آنها را ترجیح می دهند. [9] این مقاله بر مورد اخیر تمرکز دارد. داروین انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی را به عنوان دو موضوع متفاوت در نظر گرفت ، اگرچه در دهه 1930 زیست شناسان انتخاب جنسی را به عنوان بخشی از انتخاب طبیعی تعریف کردند. [10]
در سال 1915 ، رونالد فیشر مقاله ای در مورد تکامل ترجیح زنان و ویژگی های جنسی ثانویه نوشت . [11] پانزده سال بعد ، او این نظریه را در کتابی به نام نظریه ژنتیکی انتخاب طبیعی گسترش داد . در آنجا او سناریویی را توصیف کرد که در آن بازخورد بین ترجیح همسر و یک ویژگی منجر به شخصیت های مفصل مانند دم بلند طاووس نر می شود (رجوع کنید به فراری ماهیگیران ).
در سال 1948 ، آنگوس جان بتمن با استفاده از Drosophila به عنوان یک مدل ، شواهد تجربی ارائه داد که موفقیت باروری مردان با تعداد زوج های به دست آمده محدود می شود ، در حالی که موفقیت باروری زنان با تعداد حاملگی هایی که می تواند در طول زندگی خود داشته باشد محدود می شود. [12] بنابراین یک زن هنگام انتخاب همسر باید گزینشی باشد زیرا کیفیت فرزندانش به آن بستگی دارد. نرها باید در قالب رقابت درون جنسیتی برای فرصت جفت گیری بجنگند زیرا همه نرها توسط زنان انتخاب نمی شوند. این امر به عنوان اصل بتمن شناخته شد و اگرچه این یافته مهمی بود که به کار داروین و فیشر افزود ، اما تا جورج سی ویلیامز نادیده گرفته شد .بر اهمیت آن در دهه 1960 و 1970 تأکید کرد. [13] [14]
در سال 1972 ، بلافاصله پس از احیای موضوع توسط ویلیامز ، رابرت ال تریورز نظریه سرمایه گذاری والدین خود را ارائه کرد . تریورز سرمایه گذاری والدین را به عنوان هرگونه سرمایه گذاری توسط والدین که به فرزندان فعلی او به قیمت سرمایه گذاری در فرزندان آینده سود می رساند ، تعریف کرد. این سرمایه گذاری ها شامل هزینه های تولید گامت ها و همچنین هرگونه مراقبت یا تلاش دیگری است که والدین پس از تولد یا جوجه ریزی انجام می دهند. تریورز با اصلاح ایده های بتمن ، استدلال کرد که جنسیتی که سرمایه گذاری والدین کمتری نشان می دهد (نه لزوماً مرد) باید برای فرصت های جفت گیری با جنسیت بیشتر سرمایه گذاری کند. تفاوت در سطوح سرمایه گذاری والدین شرایطی را ایجاد می کند که جانبداری های جفت گیری را ترجیح می دهد. [15]
مزایای مستقیم و غیر مستقیم [ ویرایش ]
این عمل انتخابی احتمالاً به عنوان راهی برای ارزیابی اینکه آیا مشارکت (های) شریک بالقوه قادر به تولید و/یا حفظ زنده ماندن فرزندان است یا خیر ، انتخاب شده است. استفاده از این رفتارها معمولاً منجر به دو نوع مزایا برای افرادی می شود که انتخاب می کنند:
- مزایای مستقیم از طریق مزایا یا منابع مستقیم مادی ، تناسب جنس دلخراش را افزایش می دهد . این مزایا شامل افزایش کیفیت منطقه ، افزایش مراقبت از والدین و محافظت در برابر شکارچیان است اما محدود به آن نمی شود. حمایت زیادی از حفظ انتخاب همسر با مزایای مستقیم وجود دارد [5] و این رویکرد کمترین مدل بحث انگیز را برای توضیح جفت گیری تبعیض آمیز ارائه می دهد. [6]
- مزایای غیرمستقیم باعث افزایش آمادگی ژنتیکی برای فرزندان می شود و در نتیجه آمادگی فراگیر والدین را افزایش می دهد . وقتی به نظر می رسد که جنسیت دلپذیر از همسر خود مزایای مستقیم دریافت نمی کند ، مزایای غیرمستقیم ممکن است نتیجه گزینشی بودن باشد. این مزایای غیرمستقیم ممکن است شامل ژنهای با کیفیت بالا برای فرزندان آنها (معروف به مزایای غیرمستقیم غیر مستقیم) یا ژنهایی باشد که فرزندان آنها را جذاب تر می کند (معروف به مزایای غیر مستقیم دلخواه). [7]