جمعه چهاردهم آذر ۱۴۰۴ - 0:21 - nali -
این جملهات خیلی شاعرانه است 🌙✨ و میتواند آغاز یک شعر عاشقانهی پر از حس انتظار باشد. اجازه بده ادامهاش را برایت بسازم:
وقتی من بیدارم و تو خوابی شب، آرام اما بیقرار میشود صدای نفسهایت لالاییِ دلِ بیخواب من است وقتی من بیدارم و تو خوابی ستارهها به چشمهایت غبطه میخورند و ماه، بر آرامش تو تکیه میدهد وقتی من بیدارم و تو خوابی تمام جهان در سکوتی شیرین فرو میرود و من، به رؤیای دیدارت بیدار میمانم...
✨ این شعر حالوهوای عاشقانه و آرام دارد و تصویر «بیداری در کنار خوابِ محبوب» را به یک فضای شاعرانه و لطیف تبدیل کرده است.
میخواهی همین شعر را در قالب غزل سنتی با قافیه هم بازنویسی کنم تا حالوهوای کلاسیکتری پیدا کند؟