جمعه چهاردهم آذر ۱۴۰۴ - 0:9 - nali -
این جملاتی که نوشتی مثل دفترچهی یادداشت یا مجموعهی «پارهجملههای شاعرانه» هستند 🌙✨. هرکدام یک تصویر کوچک از عشق، دلتنگی یا امید را میسازند. اگر بخواهیم آنها را کنار هم بگذاریم، میتوانند تبدیل به یک شعر بلند شوند.
اینجا یک نسخهی بازآفرینیشده و پیوسته از نوشتههایت:
وقتی میخوابم به امید اینکه فردا تو را ببینم شب آرامتر میشود و رؤیاهایم پر از عطر حضورتند وقتی میخوابم اما تو کنارم نیستی ستارهها خاموش میشوند و ماه غمگینتر میتابد وقتی میخوابم و تو مرا صدا میزنی نامت چون نسیم بر جانم میوزد و خوابم به ترانه بدل میشود وقتی کنارت میخوابم و تو از من روی میگردانی سکوت میانمان دیوار بلند بیپایانیست وقتی میخوابم و تو را صدا میزنم ستارهها روشنتر میشوند و دل آرامتر میتپد وقتی میخوابم و تو را بر سینهام میبینم تمام جهان آرام میشود و نفسهایم لالایی عشق میگردند وقتی میخوابم و تو را در خواب میبینم شب به صبحی روشن بدل میشود و امید در دل من میشکفد...
✨ حالا همهی جملهها در قالب یک شعر واحد کنار هم قرار گرفتند.
میخواهی این متن را به شکل غزل سنتی با قافیه بازنویسی کنم تا حالت کلاسیکتری پیدا کند؟