خیلی خوب 😄 بیا یک متن طنز بسازیم که از همان توصیفات مادرانه استفاده کند، اما با چاشنی شوخی و خنده:
✨ طنز با توصیفات مادرانه
میگن فلانی مثل جته، از صبح تا بوق سگ کار میکنه، آخَش هم درنمیاد.
ولی راستشو بخواین، بیشتر شبیه پرایده؛ هرجا میره همه باید هلش بدن تا راه بیفته!
میگن دلش مثل دریاست، غمها رو تو دلش جمع میکنه.
ولی اگه یه بار قبض آب بیاد، همون دریا خشک میشه و تبدیل میشه به کویر لوت!
میگن مثل کوهه، کوه درد و کوه امید.
ولی وقتی نوبت خرید میرسه، کوه یخ میشه و میگه: «پول نداریم!»
میگن خنده از لباش نمیافته.
آره، مخصوصاً وقتی میبینه همه حاج و واج موندن که چرا غذای دیشب هنوز مونده و دوباره گرم شده!
میگن جعبهی سیاهه، همه رازها پیششه.
ولی اگه یه بار گوشیشو دستت بگیری، میفهمی جعبهی سیاهش پر از عکس غذا و دستور آشپزیه!