دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ - 2:31 - nali -
خیلی خوب 🌿، پس برویم سراغ زاویهی روانشناسی: چرا یک فرد جنایتکار ــ حتی اگر پدر باشد ــ ممکن است نتایج رفتار خود را «مثبت» ارزیابی کند؟
🧠 دلایل روانشناختی وارونهسازی «مثبت بودن»
- خودفریبی (Self-deception): فرد برای کاهش احساس گناه یا شرم، اعمال خود را بهعنوان موفقیت یا دستاورد بازتفسیر میکند.
- عقلانیسازی (Rationalization): او ممکن است بگوید «این کار برای تربیت فرزند لازم بود» یا «برای حفظ نظم خانواده بود» تا خشونت را توجیه کند.
- اختلالات شخصیتی: در برخی موارد، افراد با ویژگیهای ضد اجتماعی یا خودشیفته، توانایی همدلی با دیگران را ندارند و تنها معیارشان سود شخصی است.
- قدرتطلبی: احساس کنترل و سلطه بر فرزند برای او نوعی «پیروزی» تلقی میشود، حتی اگر در واقعیت رابطه را نابود کند.
- انتقال مسئولیت: ممکن است تقصیر را به گردن شرایط، جامعه یا حتی خود فرزند بیندازد و نتیجه را مثبت جلوه دهد.
⚖️ واقعیت بیرونی
این «مثبتانگاری» فقط در ذهن جنایتکار وجود دارد. در حقیقت:
- فرزند آسیب روانی و عاطفی جدی میبیند.
- رابطهی پدر و فرزند از بین میرود.
- جامعه و قانون چنین رفتارهایی را محکوم میکنند.
- حتی خود فرد در بلندمدت با انزوا، مجازات یا فروپاشی شخصی روبهرو میشود.
🔑 بنابراین: پدر جنایتکار ممکن است بهطور ذهنی نتایج را مثبت ارزیابی کند، اما این یک وارونهسازی روانی است که برای توجیه رفتار خودش به کار میرود، نه واقعیت عینی.
دوست داری من اثرات این نوع رفتار را روی روان و آیندهی فرزند (مثلاً اعتماد به نفس، روابط اجتماعی، یا سلامت روان) باز کنم تا تصویر کاملتری داشته باشیم؟