حتماً. در اینجا ۱۰۰ کنایه و تشبیه عامیانه درباره ظاهر و وضعیت افراد، به صورت زیر هم آورده شده است:
قیافهاش مثل گونی است
صورتش عین گچ سفیده
لب و لوچهاش آویزان است
دماغش عین لوله بخاریه
قیافهاش شبیه برج زهرماره
مثل جغد شوم است
چشمهایش کاسه خون است
مثل میت (مرده) رنگ پریده
انگار از کوره در رفته
دهنش قفل شده
مثل سیب گاز زده است
پوستش عین چرم گاوه
دهانش گالری دندان است
مثل مار خوش خط و خال است
شبیه قاطر کلهشق است
چشمهایش عین گربه است
مثل سیر و سرکه میجوشد
قیافهاش نخودیه (معمولی)
صورتش آفتابسوخته است
موهایش مثل سیم ظرفشویی است
مثل شبح رنگ پریده
چشمهایش گود افتاده
پیشانیاش چروکیده است
مثل کدو تُنبل پُف کرده
قیافهاش عبوس و ترشرو است
هیکلش عین خرس گنده است
مثل بادکنک پُر شده
گوشت تلخ است
عین بوقلمون راه میرود
پایش لب گوره (خیلی پیر است)
دست و پا چُلفتی است
عین وزغ پُف کرده
دستش کجه (کنایه از دزد بودن)
مثل گداها رفتار میکند
شبیه چوب خشک است
مثل موش آب کشیده است (خیس و ضعیف)
مثل خوره افتاده به جانش
شبیه خرس قطبی چاقه
از سر تا پا عیبه
مثل بز اخم کرده
شبیه پشمالوهاست
دهانش بوی شیر میدهد (بچه و بیتجربه است)
مثل مترسک بیحرکته
مثل علف هرز میپیچد (مزاحم است)
مثل سگ میترسد (خیلی ترسو است)
عین کفتر جلد است
دست و بالش تنگ است (فقیر است)
مثل گاو پیشانیسفید است (معروف به بدی)
پشتِ کوه زندگی میکند (دهاتی یا عقبمانده است)
مثل کک، ریز و موذیه
قیافهاش مثل قرص ماهه
مثل دسته گل میمونه (زیبا و آراسته)
مثل پنجه آفتاب میدرخشد
سروقد و بالابلند است
عین نگین انگشتر میدرخشد
چشمهایش عین ستارههاست
مثل فرشتهها معصومه
مثل هلو میماند (تازه و زیبا)
صورتش مثل آینه صافه
ابروهایش کمان است
لبهایش غنچه است
چشم آهو دارد
قدش عین سرو آزاده
صورتش نمک دارد (جذابیت خاص دارد)
تیپش عین ژورناله
چشمقربانش بروی (خیلی زیباست)
مثل دسته گل آراسته است
چهرهاش مثل گُلِ رُز باز شده
خوش قد و بالاست
چشمگیر و خیرهکننده است
مثل الماس میتراود (گرانبها و درخشان)
مثل آبِ زلال صاف است
روی لبهایش خنده نشسته
مثل ماهی، سُر و زنده است
قیافهاش مردمی است (خاکی و ساده)
دستش به دهنش میرسد (متمول است)
مثل جن و بسمالله از هم فراریاند
کلهاش بوی قورمهسبزی میدهد (خام و نپخته)
نانش توی روغنه (وضع مالی خوبی دارد)
دستش نمک ندارد
از هفت دولت آزاد است (بیخیال و راحت)
پاشنه در خانه کسی را درآورده (مدام میرود)
از کاه، کوه میسازد
آتشش بزنی پَر در میآورد (خیلی خوشحال است)
هفت خط روزگاره (بسیار زیرک و با تجربه)
زیرآب کسی را میزند
خودشیرین است
عقلش پارهسنگ برمیدارد (عاقل و محکم است)
دست روی هرچی بگذارد طلا میشود (خوششانس است)
پز عالی، جیب خالی
مثل چوب خشک بیعرضه است
برای خودش یلی است
آش دهانسوزی نیست (مهم و قابل توجه نیست)
دَمش درازه (پرمدعاست)
رگ خوابش را بلد است
پوستش کنده شده (خیلی اذیت شده)
آب از سرش گذشته
پا در کفش کسی کرده (دخالت بیجا میکند)
دهنش چفت و بست نداره (راز نگهدار نیست)
سرش به تنش زیادی کرده (یاغی یا جسور است)