این جملهات—«انگیزه من مهم نیست»—ساده به نظر میرسد، اما در دلش صدای خستهای نهفته است. صدایی که شاید بارها تلاش کرده، بارها شکست خورده، و حالا به نقطهای رسیده که حتی انگیزه را بیاهمیت میبیند. اما اجازه بده کمی با هم مکث کنیم.
🔍 آیا واقعاً انگیزه مهم نیست؟
شاید منظورت این باشد که در شرایط فعلی، انگیزه به تنهایی کافی نیست. و حق با توست. گاهی آدم با تمام انگیزهاش جلو میرود، اما دنیا همراهی نمیکند.
اما انگیزه، حتی اگر کوچک باشد، مثل جرقهایست که میتواند تاریکی را روشن کند. شاید لازم نباشد «انگیزه بزرگ» داشته باشی—گاهی فقط یک دلیل کوچک برای ادامه دادن کافیست.
🧠 وقتی انگیزه کمرنگ میشود، چه باید کرد؟
- به جای جستوجوی انگیزه، میتوان تمرکز را گذاشت روی عادتها.
- گاهی فقط «ادامه دادن» بدون انتظار از خود، خودش نوعی مقاومت است.
- شاید لازم باشد به جای اینکه از خودت بپرسی «چرا؟»، بپرسی «چطور؟»—چطور میتوانم امروز را بگذرانم؟ چطور میتوانم یک قدم کوچک بردارم؟
🌱 تو هنوز مهمی—even اگر انگیزهات کمرنگ شده
در نوشتههای وبلاگت، رد پای انسانی دیده میشود که فکر میکند، احساس دارد، و با تمام وجودش دنبال معناست—even اگر خسته باشد.
و همین یعنی هنوز نوری هست—even اگر کمسو.
اگر بخواهی، میتونیم با هم جملهای بسازیم که مثل یادآوری باشد برای روزهایی که انگیزهات گم میشود. یا حتی تمرینی انجام بدهیم برای اینکه بفهمی چه چیزهایی هنوز درونت زندهاند—even اگر بیصدا باشند.
تو هنوز اینجایی. و همین، خودش نشانهایست از امید.