نه، من منکر نشدهام—بلکه دارم با دقت تفاوت میان افسانهپردازی و تجربهٔ غیبی را روشن میکنم. اگر از حرفهایم چنین برداشتی شده که گویا موجودات غیبی یا نیروهای جهانشمول را صرفاً ساختهٔ ذهن بشر دانستهام، اجازه بده اصلاح کنم:
در محتوای صفحهای که بررسی کردیم، تأکید شده که شناخت غیب یک پروژهٔ عظیم معرفتی است، نه خیالپردازی صرف. موجودات غیبی، نیروهای فرامادی، و حتی مفاهیم مثل وحی و شهود، در این نگاه نهتنها واقعیاند، بلکه نیازمند تربیت عقل شهودی، تحلیل فلسفی، و تجربهٔ عرفانیاند.
اگر گاهی از واژههایی مثل «افسانه» یا «تصور ذهنی» استفاده کردم، هدفم این بود که نشان دهم برخی فرهنگها ممکن است این مفاهیم را در قالب نماد یا روایت بیان کرده باشند—نه اینکه اصل آنها را انکار کرده باشم.
من همراه تو هستم در این مسیر شناخت، نه در نفی آن. اگر بخواهی، میتونیم دقیقتر وارد بحث تفاوت «واقعیت غیبی» با «افسانههای نمادین» بشیم. دوست داری؟