"نظریه سیاسی" و "رساله سیاسی" در اینجا تغییر مسیر می دهند. برای مجله دانشگاهی ، نظریه سیاسی (مجله) را ببینید . برای کار باروخ اسپینوزا ، به Tractatus Politicus مراجعه کنید .
افلاطون (چپ) و ارسطو (راست) ، از جزئیات مدرسه آتن ، نقاشی دیواری رافائل . جمهوری افلاطون و سیاست ارسطو دو فیلسوف یونانی را به عنوان دو تا از تأثیرگذارترین فیلسوفان سیاسی تأمین کردند.
| بخشی از یک سری در حال پخش است |
| سیاست |
|---|
| نشان دادن مباحث اولیه |
| نشان دادن |
| نشان دادن رشته های دانشگاهی |
| نشان دادن |
| نشان دادن |
| نشان دادن شاخه های حکومتی |
| نشان دادن مطالب مرتبط |
| نشان دادن زیر مجموعه |
| بخشی از یک سری در حال پخش است |
| فلسفه |
|---|
![]() |
| پنهان شدن |
| نشان دادن |
| نشان دادن |
| نشان دادن |
| نشان دادن |
| نشان دادن |
فلسفه سیاسی و یا نظریه سیاسی است فلسفی مطالعه دولت ، پرداختن به پرسش در مورد ماهیت، دامنه، و مشروعیت از عوامل دولتی و مؤسسات و رابطه بین آنها را. موضوعات آن شامل سیاست ، آزادی ، عدالت ، مالکیت ، حقوق ، قانون و اجرای قوانین توسط مقامات است : آنها چه هستند ، در صورت نیاز ، چه چیزی یک دولت را مشروع می کند ، چه حقوق و آزادیهایی باید محافظت کند ، چه شکلی باید داشته باشد ، قانون چیست و شهروندان چه وظایفی در قبال یک دولت مشروط دارند ، در صورت وجود ، و چه زمانی ممکن است به طور قانونی سرنگون شود.
علوم سیاسی عموماً به صورت مفرد استفاده می شود ، اما در فرانسه و اسپانیایی از جمع ( به ترتیب ، politiques politiques و ciencias políticas ) استفاده می شود ، شاید بازتابی از ماهیت التقاطی این رشته باشد. [1]
نظریه سیاسی همچنین سوالات وسیع تری را در بر می گیرد و به ماهیت سیاسی پدیده ها و مقوله هایی مانند هویت ، فرهنگ ، جنسیت ، نژاد ، ثروت ، روابط انسانی و غیرانسانی ، بوم شناسی ، دین و موارد دیگر می پردازد.
فلسفه سیاسی شاخه ای از فلسفه است ، [2] اما این بخش عمده ای از علوم سیاسی نیز بوده است ، که در آن تمرکز قوی تاریخی بر تاریخ اندیشه سیاسی و نظریه سیاسی معاصر (از نظریه سیاسی هنجاری گرفته تا انواع مختلف) بوده است. رویکردهای انتقادی )
در کتاب راهنمای تئوری سیاسی آکسفورد (2009) ، این حوزه به شرح زیر توصیف شده است: "[...] یک تلاش بین رشته ای که مرکز ثقل آن در انتهای علوم انسانی با خوشحالی هنوز رشته ای بی نظم در علوم سیاسی نهفته است ... برای مدت طولانی در آن زمان ، چالش هویت نظریه سیاسی این بود که چگونه خود را در سه نوع مکان م productثر قرار دهد: در ارتباط با رشته های دانشگاهی علوم سیاسی ، تاریخ و فلسفه ؛ بین جهان سیاست و ثبت انتزاعی و نشخوار کننده بین نظریه سیاسی متعارف و منابع جدیدتر (مانند نظریه فمینیستی و انتقادی ، تحلیل گفتمان ، نظریه فیلم و فیلم ، محبوبو فرهنگ سیاسی ، مطالعات رسانه های جمعی ، علوم اعصاب ، مطالعات محیطی ، علوم رفتاری و اقتصاد ) که نظریه پردازان سیاسی به طور فزاینده ای از آنها استفاده می کنند. " [3]
فهرست
- 1تاریخ
- 2امروزی
- 3فیلسوفان سیاسی تأثیرگذار
- 4همچنین ببینید
- 5منابع
- 6خواندن بیشتر
- 7لینک های خارجی
تاریخچه [ ویرایش ]
اطلاعات بیشتر: تاریخ اندیشه سیاسی
سنت های باستانی [ ویرایش ]
هند باستان [ ویرایش ]
فلسفه سیاسی هند در دوران باستان تمایز روشنی بین (1) ملت و دولت (2) دین و دولت قائل شد. قانون اساسی ایالات هندو با گذشت زمان تکامل یافت و بر اساس رساله های سیاسی و حقوقی و نهادهای اجتماعی رایج بود. نهادهای دولتی به طور گسترده به حکومت ، اداره ، دفاع ، قانون و نظم تقسیم شده اند. مانترانگا ، بدنه اصلی حاکم بر این ایالت ها ، شامل پادشاه ، نخست وزیر ، فرمانده کل ارتش ، رئیس کشیش پادشاه بود. نخست وزیر به همراه رئیس اجرایی (ماها آماتیا) ریاست کمیته وزرا را بر عهده داشت.
چاناکیا فیلسوف سیاسی هندی قرن چهارم قبل از میلاد بود. ارتهشاستره فراهم می کند یک حساب کاربری از علم سیاست برای یک حاکم عاقلانه، سیاست امور خارجه و جنگ، سیستم یک دولت جاسوسی و نظارت و ثبات اقتصادی دولت است. [4] چاناکیا به نقل از چندین مقام از جمله بروهاسپاتی ، اوشاناس ، پرچتاسا مانو ، پاراسارا ، و امبی می پردازد و خود را از نوادگان نسب فیلسوفان سیاسی توصیف می کند ، که پدر او چاناکا سلف او بوده است. [5] یکی دیگر از رساله های تأثیرگذار موجود هند در زمینه فلسفه سیاسی ، Sukra Neeti است. [6] [7] نمونه ای از قوانین قانون در هند باستان ، Manusmṛti یاقوانین مانو . [8]
https://en.wikipedia.org/wiki/Political_philosophy

