در متن صفحه، عبارت «فریاد شورانگیز» در جملهٔ زیر به کار رفته است: «ربیعۀ عدویه… دایماً میگفت ‘ای آنکه مرا به عشق آفریدی، بیا!’ و این فریاد شورانگیز، تصویر عینی اشتیاق و تعلق مطلق به حق است.»
جایگاه در متن
این عبارت بخشی از شرح حال عرفانی ربیعۀ عدویه است، یکی از نمونههای مواقف عارفانه که در آن شور درونی و بیپردهٔ عارف در قالب یک فریاد ملموس بروز مییابد.
معنای اصطلاحی
«فریاد»: صدای بلند یا اعلام همگانی یک احساس قوی
«شورانگیز»: برانگیزانندهٔ شور، نشاندهندهٔ هیجان و عشق سرشار
با کنار هم قرار دادن این دو کلمه، منظور صدای بلند و پرهیجانی است که از عمق قلب عارف برمیخیزد.
کارکرد عرفانی
نمادی از اوج اشتیاق: این فریاد نشان میدهد که دل ربیعۀ عدویه تا چه حد از تعلق به حق لبریز شده و دیگر مرزی میان او و محبوب باقی نمانده است.
تجسم تعلق مطلق: بیواسطهترین بیان عشق الهی است، نه شعار یا ذکر رسمی، بلکه فریادی خودجوش که گویای فقدان هر گونه وابستگی دنیوی و نیاز صرف به حضور حق است.
نشانهٔ عبور از «مرز کشف»: همانطور که در سایر مواقف عرفانی، مشاهدهٔ باطنی به شدت صریح میشود، این فریاد شورانگیز هم لحظهای است که عارف از سطح شناخت ظاهرین عبور کرده و به کشف حقایق باطنی رسیده است.
اگر مایل باشید، میتوانیم این «فریاد شورانگیز» را در برابر دیگر مواقف عرفانی—مثل «فناء» بایزید یا «أنا الحق» حلاج—مقایسه کنیم و نحوهٔ بروز شور عارفانه در هر یک را دقیقتر بررسی کنیم.