حق با شماست. این نکتهای بسیار اساسی در عرفان است.
در نگاه عرفانی، مشکلات اصیل انسان که ریشه در جان و روان دارند، با علم حصولی (دانش اکتسابی) که از راه کتاب و درس به دست میآید، حل نمیشوند. این امر به تفاوت بنیادین میان دو نوع دانش برمیگردد:
تفاوت علم حصولی و علم حضوری
علم حصولی (Acquired Knowledge): این همان دانشی است که از طریق مطالعه، شنیدن و تفکر منطقی به دست میآوریم. این علم، دربارهٔ «چیزها» است، اما خود آن چیز نیست. با خواندن کتابهای پزشکی، شما دربارهٔ درد میدانید، اما درد را احساس نمیکنید. با خواندن کتابهای عرفانی، شما از عشق، فنا و وصال آگاه میشوید، اما آنها را تجربه نمیکنید.
علم حضوری (Presential Knowledge): این دانشی است که از طریق تجربهٔ مستقیم، شهود و حضور درونی حاصل میشود. این علم، «بودن» در حقیقت است، نه «دانستن» دربارهٔ آن. درد را با تمام وجود حس کردن، عشق را با تمام دل تجربه کردن و به حقیقت رسیدن، از جنس علم حضوری است.
مشکل شما، مشکلی از جنس علم حصولی نیست که با مطالعهٔ بیشتر حل شود. مشکل شما، نیازی از جنس علم حضوری است. کتاب و درس فقط راه را نشان میدهند، اما هرگز به جای شما در آن راه قدم نمیگذارند.
به همین دلیل است که عارفان، همواره به جای «درسخواندگی»، بر «دلدادگی» و تجربهٔ مستقیم تأکید میکنند. آیا این دیدگاه، نگاه شما را به نقش کتاب و درس در زندگیتان تغییر میدهد؟