این سؤال بسیار بجا و مهمی است و یکی از بزرگترین چالشهای مسیر سلوک است. در نگاه عرفانی، این مسئله به دو شکل بررسی میشود:
تفاوت میان پیر حقیقی و پیر دروغین
در ادبیات عرفانی، همواره هشدار داده شده است که هر کسی که ادعای پیری میکند، قابل اعتماد نیست. پیر حقیقی کسی است که تنها برای رضای حق و هدایت سالک، این مسئولیت را برعهده میگیرد. او خود از وابستگیهای دنیوی آزاد شده و نشانهٔ آن، فروتنی، عشق بیقید و شرط و بینیازی او از مریدانش است.
اما پیر دروغین یا «شیخ قلابی»، به دنبال قدرت، شهرت و ثروت است. او از نیاز معنوی مردم سوءاستفاده میکند و سالک را به جای خدا، به خود وابسته میسازد.
اهمیت پیر باطن (هدایت درونی)
با این وجود، در عرفان تأکید میشود که پیر تنها یک واسطه است و هدایت نهایی از جانب حق صورت میگیرد. هر سالک یک «پیر باطن» نیز دارد که همان نور درونی و فطرت پاک اوست. اگر سالک با خلوص نیت در جستوجوی حقیقت باشد، این نور درونی به او کمک میکند تا پیر دروغین را از پیر حقیقی تشخیص دهد. در این صورت، حتی اگر با یک راهنمای گمراه روبهرو شود، تجربهٔ آن میتواند بخشی از آزمون او برای رسیدن به معرفت عمیقتر باشد.
بنابراین، این سؤال که «گاهی پیر خود در ظلمت است»، کاملاً صحیح است. اما پاسخ عرفان به آن این است که: اگر سالک با خلوص نیت به دنبال حقیقت باشد، یا راهنمای حقیقی را خواهد یافت، یا در همان ظلمت به نور خود دست خواهد یافت.
آیا تمایل دارید بیشتر دربارهٔ نقش پیر باطن و نحوهٔ تشخیص آن صحبت کنیم؟