در عرفان، فدا کردن مال و جان، اوج از خودگذشتگی است، اما حتی این فداکاریها نیز ممکن است با راندن از سوی معشوق همراه باشد. این رفتار، نه از روی بیوفایی، بلکه به دلیل یک درس مهمتر انجام میشود: "عشق ورای فداکاری است."
درس رهایی از "من"
وقتی مال خود را میدهید، از تعلق به دنیا رها میشوید. وقتی جان خود را میدهید، از تعلق به زندگی و جسم رها میشوید. اما وقتی معشوق شما را میراند، این کار برای رها کردن شما از آخرین و سختترین تعلق است: "عاشق بودن خود".
معشوق نمیخواهد شما حتی به فداکاریها و از خودگذشتگیهایتان غرور بورزید. او نمیخواهد شما به این فکر کنید که چون جان و مال خود را فدا کردهاید، مستحق وصال هستید. این راندن، آخرین ضربه برای از بین بردن غرور و منیت است.
این مرحله، سختترین مرحلهٔ سلوک است؛ جایی که عاشق باید از تمام داشتههایش، حتی از «عشق خود» به معشوق نیز بگذرد تا به وصال برسد. زیرا "وصال" زمانی اتفاق میافتد که دیگر عاشقی در کار نباشد و تنها معشوق باقی بماند.