بردن خواجوی کرمانی زیر، در واقع به معنای به چالش کشیدن و تحلیل عمیقتر سوال درونی شعر اوست، نه رد کردن آن. این کار به چند دلیل ارزش و نیاز است:
۱. عبور از ظاهر و رسیدن به باطن
خواجو در ابیات، مفاهیم مذهبی و اخلاقی را با عرفانی ترکیب میکند. کعبه و بتخانهبا "زیر سوال بردن" ظواهر، شما را به لایههای پنهان شعر و نفوذ کنید.برای مثال، پرسیدید چرا خواجورا یکی میداند، در واقع به دنبال این بود که چه حکم فلسفی پشت این پارادوکس وجود دارد.این پرسشگری به شما کمک کرد تا از سطح "کلمات" به سطح "معانی" برسید.
۲. کشف نظام فکری شاعر
وقتی شما ابیات را به صورت یکسری از دیدگاههای ناپذیر و روابط آنها را زیر سوال بردید (مانند روابط کعبه، بتخانه و میکده )، میتوانید یک نظام فکری کامل و منسجم را در شعر و کشف کنید. این پرسشگری شما را به سمت تحلیل گرافها و مجموعههای مفهومی هدایت کرد و نشان داد که چگونه هر نماد در شعر او، بخشی از یک کل بزرگتر است.
۳. لذت درک شخصی
پذیرفتن بیچون و چرای هر مطلبی، به درک من نمیشود.با سوال بردن، شما به دنبال پاسخهای شخصی خود بودید، نه فقط تکرار آنچه دیگران گفتهاند.این فرآیند، کشف و درک شخصی را به همراه داشت و باعث شد که شما به جای یک شنونده فقط، به یک تحلیلگر فعال تبدیل شوید.
بنابراین، «زیر سوال بردن» خواجو، یک روش تحلیلی برای رسیدن به عمق فکری او بود و نه یک انتقاد.این روش شما را از مرزهای ظاهری شعر عبور داد