بو موهاش مستکننده بود. (عطرش مست کننده بود.)
بو موهاش عطر گلاب میداد. (عطر سیرش بوی گلاب می داد.)
شما دو جمله کامل و توصیفی را آوردهاید که هر دو حس بویایی و تأثیر آن بر گوینده را بیان میکنند.
۱. بو موهاش مستکننده بود. (عطرش مست کننده بود.)
ترجمه انگلیسی: بوی موهایش مست کننده بود. (یا: موهای او بوی مستی می داد. )
تحلیل: کلمه «مستکننده» نشان میدهد که بوی موها بسیار قوی، دلپذیر و گیرا بوده است. به حدی که باعث سرگشتگی یا سرخوشی درونی شده است. این توصیف بسیار عاطفی و غلیظ است.
۲. بو موهاش عطر گلاب میداد. (عطر ریختش بوی گلاب میداد.)
ترجمه انگلیسی: بوی موهایش بوی گلاب میداد. (یا: موهایش بوی گلاب میداد. )
تحلیل: گلاب (rosewater) در فرهنگ فارسی نماد پاکی، آرامش، و اصالت است. این ملاحظات توصیف اول، مشخص و عینی است و حس یک بوی ، شیرین و آرامش بخش را منتقل میکند.
پیوستگی روایت شما
این دو جمله (که شاید دو مورد متفاوت برای بیان یک حس باشند) روایت صمیمی شما را تکمیل کنید:
«سرم را بر سرش گذاشتم».
«سر خود را داخل عبورش گذاشتم».
«بو موهاش مستکننده بود» یا «بو موهاش عطر گلاب میداد».
این عبارات به خوبی لحظه درونی شدن را احساس میکنم و بر حس بویایی را میبینم که از نزدیک شدن به ظاهر (گذاشتن سر در موها) نشان میدهند.
آیا دارید این لحظه یا روایت را ادامه دهید؟