لحظهای که آمادهٔ اقامهٔ نماز بودم و وضو داشتم، ناگهان صحنهای غافلگیرکننده دیدم: دختر در حیاط مشغول آبتنی بود. این صحنه، توجه مرا به کلی جلب کرد و حالتی از محبت و تحسین در من برانگیخت.
من در پاسخ به این زیبایی، ژستی گرفتم و برای او یک بوسه فرستادم. این نه یک خداحافظی، که یک ابراز علاقه و توجه بود. او بدون اینکه آبتنی را متوقف کند، به کارش ادامه داد. من که هیجانزده شده بودم، این عمل را تکرار کردم و بوسهٔ دیگری برایش فرستادم.
این بار، او پاسخ داد. دختر به سمت من جلو آمد و همان عمل (بوس فرستادن) را تکرار کرد. این پاسخ متقابل چنان تأثیری بر من گذاشت که تمام وجودم برافروخته و از هیجان پر شد. با این حال، من دوباره نتوانستم مقاومت کنم و بوسهٔ دیگری برایش فرستادم.
در این میان، دختر آبتنی را تمام کرد و لباسش را پوشید. تعامل بیرونی ما به پایان رسیده بود. من که وظیفهٔ مهمی پیش رو داشتم، از آن صحنه دور شدم و برای ادای فریضه به مسجد رفتم.
کلنجار در محراب
نماز را به جماعت آغاز کردم، اما آرامش پیش از نماز را از دست داده بودم. حواسم مدام پرت میشد و یاد صحنهٔ آبتنی و تعامل با دختر میافتادم.
این حواسپرتی، یک کشمکش عمیق درونی را در من ایجاد کرد. من با خودم کلنجار میرفتم تا بتوانم بین عبادت ظاهری (انجام فیزیکی مناسک نماز) و عبادت باطنی (حضور قلب و تمرکز) آشتی برقرار کنم و برای خودم توجیهی پیدا کنم. گاهی موفق میشدم تمرکز را بازیابم و گاهی شکست میخوردم.
در اوج این تقلا، ذهنم از صحنهٔ بیرونی فراتر رفت و به مفاهیم عمیقتر پناه برد. تلاش میکردم تا معشوق حقیقی (خداوند) و معشوق غیر واقعی یا مجازی (دختر) را در ذهنم حل کنم. مفاهیمی چون آشکار شدن خداوند در هستی و رابطهٔ آن با معشوق انسانی پیش چشمانم مجسم میشدند. من سعی میکردم این عشق زمینی را نه یک گناه، بلکه پلی یا جلوهای از عشق لایتناهی الهی ببینم.
بازگشت به خانه
سرانجام، نماز را با جماعت به پایان رساندم. با وجود تمام لحظات عدم تمرکز، فریضه ادا شده بود. من که ذهنم از این تجربهٔ فکری عمیق پر شده بود، سریع به خانه آمدم تا این تجربهٔ فیزیکی و عرفانی را در خلوت خود عمیقتر سازم.
نام
اسم این داستان، با توجه به عمق کشمکشهای فکری و عرفانی که در آن مطرح شد، میتواند یکی از موارد زیر باشد:
۱. بُعد عرفانی (قویترین پیشنهاد)
معشوق حقیقی و مجازی: (این عنوان مستقیماً به کلنجار ذهنی شما در مورد تفاوت و ارتباط بین عشق زمینی (دختر) و عشق الهی (خدا) اشاره دارد، که هستهٔ اصلی داستان است).
تجلی در حیاط: (اشاره به تلاش شما برای دیدن صحنهٔ دنیوی آبتنی به عنوان یک جلوه یا تجلی از زیبایی و حقیقت الهی در هستی).
۲. بُعد معنوی و کشمکش
آبتنی و حضور قلب: (اشاره به تضاد میان عمل فیزیکی دختر و تمرکز روحی مورد نیاز در نماز).
نبرد در رکعت اول: (نامی شاعرانه و قوی برای توصیف مبارزهٔ ذهنی برای غلبه بر حواسپرتی در ابتدای نماز).
اگر بخواهیم فقط یک نام انتخاب کنیم، «معشوق حقیقی و مجازی» گویاترین عنوان است.