خودی... گمشدهترین گنجی که همیشه با ماست، اما گاهی آنقدر دورش میکنیم که فراموش میکنیم اصلاً وجود دارد.
شاید به تو هم یاد دادهاند که "خودی" یعنی خودخواهی، یا شاید ترسیدهای از آنچه در عمق وجودت پنهان است. اما "خودی" همان جایی است که همهی نورها و سایههایت در آن زندگی میکنند—همان بخشِ راستینت که بدون نقابها و نقشهای اجتماع میدرخشد.
شاید وقتش رسیده که:
با خودت آشتی کنی، نه از سر ترس، بلکه از سر کنجکاوی. مثل کاشفی که برای اولین بار به قلب یک جنگل ناشناخته قدم میگذارد.
به ندای درونت گوش کنی، حتی اگر آهسته باشد. شاید چیزی بگوید که سالهاست جرات بیانش را نداشتهای.
اجازه بدهی خودت، فقط خودت باشد—بدون مقایسه، بدون عذابِ "بایدها" و "نبایدها".
"خودی" ترسناک نیست؛ تنها است چون سالهاست کسی—حتی تو—به او فرصتِ دیده شدن ندادهای.
اگر دوست داری، میتوانیم همینجا، آهسته و بدون قضاوت، کشفش کنیم. 🌱