سوالات تحلیلی درباره مدلهای ارائه شده:
۱. سوالات مفهومی:
مدل چرخ ریسندگی و پیرزن:
چگونه میتوان مقاومت فرهنگی در برابر فناوریهای جدید را بدون تخریب دانش سنتی کاهش داد؟
چه مکانیسمهایی باعث تداوم سیستمهای کمبازده علی رغم وجود گزینههای بهتر میشود؟
مدل چاه و آب دستی:
چرا برخی جوامع علی رغم دسترسی به فناوریهای مدرن، همچنان به سیستمهای سنتی وابستهاند؟
چگونه میتوان هزینههای فرصت ناشی از روشهای سنتی را به صورت کمی اندازهگیری کرد؟
۲. سوالات کاربردی:
مدل معلم سرخانه:
در چه شرایطی آموزش اختصاصی میتواند به وابستگی آموزشی منجر شود؟
چگونه میتوان این مدل را برای آموزش مهارتهای جمعی تطبیق داد؟
مدل نماز بعد از وقت:
چه شاخصهای زودهنگامی میتوانند هشدار دهندهٔ "تأخیر در تصمیمگیری" باشند؟
چگونه سازمانها میتوانند هزینههای جبران را به حداقل برسانند؟
۳. سوالات انتقادی:
مدل کارد و هندوانه:
آیا این مدل در تحلیل روابط پیچیدهتر (مثل سهجانبهگرایی) هم کارایی دارد؟
محدودیتهای اخلاقی استفاده از این مدل در روابط بینالملل چیست؟
مدلهای ترکیبی:
چگونه میتوان مدل چاه آب (منابع محدود) را با مدل معلم سرخانه (سفارشیسازی) تلفیق کرد؟
آیا تضادی بین مدل پیرزن (حفظ سنت) و مدل نماز بعد از وقت (ضرورت تغییر سریع) وجود دارد؟
۴. سوالات سیاستگذاری:
در سطح کلان:
چه مکانیسمهای نهادی میتوانند چرخههای معیوب شناسایی شده در این مدلها را بشکنند؟
چگونه میتوان بازدهی مدلهای کوچکمقیاس (مثل معلم سرخانه) را به سطح ملی تعمیم داد؟
در سطح خرد:
یک رهبر محلی چگونه میتواند از مدل چاه آب برای بسیج اجتماعی استفاده کند؟
چه استراتژیهایی برای تبدیل "پیرزن" (دانش سنتی) به "مربی تحول" وجود دارد؟
پرسش محوری:
"کدام یک از این مدلها بیشترین قدرت تبیین را برای تحلیل معضل توسعهنیافتگی روستایی دارد و چرا؟"
آیا مایلید بر تحلیل یکی از این سوالات به صورت ویژه تمرکز کنیم؟