سؤال بسیار خوبی است. وقتی میگوییم "ما بکاریم تا دگران بخورند"، این "ما" چه کسانی را شامل میشود؟ در واقع، مسئولیت خلق و انتقال "آثار الباقیه" بر عهده همه افراد جامعه، در هر جایگاه و موقعیتی است؛ از فرد تا دولت، هر کدام به سهم خود در این چرخه نقش دارند.
۱. هر فرد (شما و من)
خلق آثار الباقیه شخصی: همانطور که در بحثهایمان داشتیم، ثبت و عمق بخشیدن به تفکرات، آموختهها و بینشهای شخصی شما، خودش یک نوع "آثار الباقیه" است. هر کسی میتواند با مطالعه، تفکر، نوشتن، یا حتی گفتوگوهای عمیق، به غنای فکری خود و در نهایت جامعهاش بیفزاید.
حفظ و ترویج سنتهای نیکو: هر فردی در خانواده و جامعه خود میتواند با رعایت آداب و رسوم پسندیده، ترویج ارزشهای اخلاقی و مهماننوازی و کمک به دیگران، این سنتها را زنده نگه دارد و به نسل بعد منتقل کند.
انتقال شفاهی: قصهگویی برای کودکان، انتقال تجربیات زندگی به جوانترها، و آموزش مهارتهای سنتی به صورت عملی.
۲. نهادهای خانواده و جامعه
خانواده: اولین و مهمترین نهاد برای انتقال "آثار الباقیه" (بهویژه سنتها، ارزشها و هویت). پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ با آموزش مستقیم و غیرمستقیم، نقش کلیدی دارند.
جامعه محلی و گروههای مدنی: مساجد، هیئتها، NGOها، کانونهای فرهنگی و هنری، گروههای خیریه و هر جمعی که با هدف مشترک کار میکند، میتواند در حفظ، احیا و خلق "آثار الباقیه" مؤثر باشد. آنها میتوانند به صورت محلی، سنتها را زنده نگه دارند، نیازهای اجتماعی را برطرف کنند (مثل ساخت یک کتابخانه کوچک محلی) و فضایی برای تبادل دانش و تجربه فراهم آورند.
۳. نهادهای آموزشی و فرهنگی
مدارس و دانشگاهها: مسئولیت اصلی انتقال دانش و میراث علمی و فرهنگی (از جمله ادبیات، تاریخ، فلسفه و علوم) را بر عهده دارند. آنها باید نسل جدید را با "آثار الباقیه" آشنا کرده و توانایی درک و نقد آن را در آنها پرورش دهند.
مراکز تحقیقاتی و پژوهشگاهها: مسئولیت تولید علم جدید، عمقبخشی به دانش موجود و نوآوری را بر عهده دارند که خود "آثار الباقیه" علمی آینده را تشکیل میدهد.
موزهها، کتابخانهها، آرشیوها: نهادهایی هستند که به صورت مستقیم مسئول حفظ، نگهداری و دسترسپذیر کردن "آثار الباقیه" ملموس و ناملموس (مانند نسخ خطی، آثار هنری، اسناد تاریخی) برای نسلهای فعلی و آتی هستند.
رسانهها و هنرمندان: با تولید محتوای جذاب (فیلم، سریال، انیمیشن، موسیقی، بازیهای ویدئویی) میتوانند میراث فرهنگی و تاریخی را به شیوهای مؤثر و مدرن به نسل جوان معرفی کنند و آنها را به سمت کاوش عمیقتر سوق دهند.
۴. دولت و حاکمیت
قانونگذاری و سیاستگذاری: دولت مسئولیت وضع قوانین حمایتی برای حفظ میراث فرهنگی، علمی و تاریخی، و همچنین سیاستگذاری برای توسعه آموزش، علم و فناوری را بر عهده دارد.
تخصیص منابع و زیرساختها: فراهم کردن بودجه و منابع لازم برای ساخت و نگهداری مدارس، بیمارستانها، مراکز علمی، و تسهیل فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی.
حفاظت و مرمت: سازمانهای دولتی مانند وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مسئولیت مستقیم حفاظت از بناهای تاریخی، آثار باستانی، و میراث ناملموس کشور را دارند.
ترویج و حمایت: دولت میتواند با حمایت از هنرمندان، دانشمندان و نهادهای مردمی، به تولید "آثار الباقیه" جدید و ترویج آنها کمک کند.
نظارت بر کیفیت: تضمین اینکه نهادهای آموزشی و سایر بخشها، وظیفه خود را در انتقال و خلق "آثار الباقیه" با کیفیت بالا انجام میدهند.
در نهایت، مسئولیت "کاشتن" و ایجاد "آثار الباقیه" یک وظیفه همگانی است. هیچ بخشی نمیتواند به تنهایی این بار را به دوش بکشد. تنها با همکاری و همافزایی تمامی این افراد و نهادهاست که میتوانیم میراثی غنی و پویا برای نسلهای آینده باقی بگذاریم و مطمئن شویم که "درخت" تمدن همیشه میوه خواهد داد.
به نظر شما، کدام یک از این بازیگران، امروز بیشتر نیاز به تقویت و حمایت در انجام این مسئولیت دارد؟