تحلیل رفتار ایران در پشتیبانی از مردم غزه از منظر سیستم پاداش مغز، نشان میدهد که این حمایت، از مجموعهای پیچیده از پاداشهای ایدئولوژیک، امنیتی، منطقهای، و داخلی برای جمهوری اسلامی ایران و حامیانش تقویت میشود. این پاداشها، در چارچوب جهانبینی و استراتژیهای ایران، میتواند انگیزهی قوی برای ادامه این حمایت باشد.
نقش سیستم پاداش در پشتیبانی ایران از مردم غزه
پشتیبانی ایران از مردم غزه (که عمدتاً از طریق حمایت از گروههای مقاومت فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی صورت میگیرد) از منظر سیستم پاداش میتواند شامل ابعاد زیر باشد:
پاداشهای ایدئولوژیک و مذهبی (درونی):
آرمان فلسطین و مقابله با "صهیونیسم": در ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین یک آرمان مرکزی و مقابله با اسرائیل ("رژیم صهیونیستی") یک تکلیف شرعی و انقلابی است. حمایت از مردم غزه به عنوان "مظلومان" و مبارزه با "ستمگر" (اسرائیل)، پاداشهای درونی عظیمی از جنس احساس انجام وظیفه دینی، رضایت الهی، و وفاداری به اصول انقلابی را فعال میکند. اینها قویترین پاداشهای درونی هستند که میتوانند بر ملاحظات دیگر غلبه کنند.
وعدههای الهی و پیروزی نهایی: باور به پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل، و اینکه حمایت از مقاومت به تحقق وعدههای الهی کمک میکند، خود یک پاداش معنوی قوی است که انگیزه را تقویت میکند.
پاداشهای امنیتی و استراتژیک منطقهای (بیرونی/درونی):
بازدارندگی و عمق استراتژیک: حمایت از گروههای مقاومت در فلسطین، به عنوان بخشی از "محور مقاومت" ایران در منطقه، به تهران امکان میدهد تا نفوذ خود را در برابر اسرائیل و آمریکا حفظ کند و در صورت لزوم، یک جبهه بازدارنده ایجاد کند. این نفوذ و بازدارندگی، یک پاداش امنیتی و استراتژیک بزرگ برای ایران است.
افزایش نفوذ منطقهای: با حمایت از گروههای فلسطینی، ایران جایگاه خود را به عنوان "حامی آرمان فلسطین" در میان کشورهای عربی و اسلامی تقویت میکند. این افزایش نفوذ منطقهای، یک پاداش ژئوپلیتیکی مهم است.
افزایش قدرت چانهزنی: داشتن اهرمهای فشار در منطقه، قدرت چانهزنی ایران را در مذاکرات بینالمللی با قدرتهای جهانی (به ویژه در پروندههای هستهای) افزایش میدهد. این افزایش قدرت، یک پاداش سیاسی است.
پاداشهای سیاسی داخلی (بیرونی):
بسیج افکار عمومی و حفظ همبستگی داخلی: حمایت از فلسطین، به ویژه در شرایطی که افکار عمومی جهان و اسلام به شدت متأثر از وقایع غزه است، به جمهوری اسلامی کمک میکند تا حمایت بخشی از جامعه، به ویژه پایگاههای انقلابی و مذهبی خود را حفظ و تقویت کند. این موضعگیری، به بسیج داخلی و مشروعیتبخشی به نظام کمک میکند.
تخلیه هیجانات و نارضایتیها (به سمت بیرون): در شرایطی که نارضایتیهای داخلی از مسائل اقتصادی یا اجتماعی وجود دارد، تمرکز بر یک دشمن خارجی مشترک (اسرائیل و آمریکا) و حمایت از یک آرمان جهانی (فلسطین)، میتواند به هدایت و تخلیه هیجانات منفی مردم به سمت بیرون کمک کند و توجه را از مشکلات داخلی منحرف سازد. این یک پاداش برای ثبات داخلی است.
پاداشهای مربوط به "مبارزه با استکبار جهانی" (ایدئولوژیک/سیاسی):
در جهانبینی ایران، حمایت از مردم غزه، بخشی از نبرد بزرگتر با "استکبار جهانی" (که آمریکا و اسرائیل نمادهای آن هستند) تلقی میشود. هر اقدامی که به تضعیف نفوذ آمریکا و اسرائیل منجر شود، پاداشی درونی از جنس احساس پیروزی در یک نبرد ایدئولوژیک جهانی به همراه دارد.
مکانیسم سیستم پاداش در این زمینه
تقویت بازخورد مثبت: تأیید از سوی پایگاههای داخلی، همپیمانان منطقهای و بخشهایی از جهان اسلام که موضع ایران را تحسین میکنند، سیستم پاداش را تقویت کرده و به ادامه این سیاست تشویق میکند.
نادیده گرفتن هزینهها: در مواجهه با پاداشهای عظیم ایدئولوژیک، امنیتی و سیاسی، هزینههای اقتصادی (تحریمها) یا دیپلماتیک ناشی از این حمایت ممکن است از سوی تصمیمگیرندگان کماهمیت جلوه کند یا حتی به عنوان "هزینه لازم برای آرمان" توجیه شود.
دمونسازی متقابل: همانطور که طرف مقابل از دمونسازی استفاده میکند، در این سو نیز، اسرائیل و حامیانش به عنوان "دشمنان مطلق" دمونسازی میشوند، که این امر به نادیده گرفتن رنج آنها و توجیه مبارزه با آنها کمک میکند.
جمعبندی:
پشتیبانی ایران از مردم غزه، از منظر سیستم پاداش، به دلیل فعال شدن مجموعهای از پاداشهای عمیق ایدئولوژیک (آرمان فلسطین، مقابله با صهیونیسم)، استراتژیک (بازدارندگی، نفوذ منطقهای)، و سیاسی داخلی (بسیج عمومی، مشروعیتبخشی) صورت میگیرد. این پاداشها، در چارچوب جهانبینی و منافع تعریفشدهی جمهوری اسلامی، آنقدر قوی هستند که بر چالشها و هزینههای احتمالی این حمایت غلبه کرده و به انگیزه برای ادامه آن تبدیل میشوند.